بيرون از اين قفس همه باغ است و نوبهار * مرغا صفير زن كه گذشت از حد انتظار
و هر چند ارتحال از اين منزل پر وحشت و ملال و انتقال به نزهت سراى قرب و وصال عين سعادت و اقبال است ، اما ارباب ظاهر كه به واسطهء حجاب صورت از مشاهدهء اين احوال غافلند ، از وقوع اين حادثه مضطرب و پريشان مىشوند .
چنانچه از واقعهء هايلهء عالم سوز محنت اندوز اعلى حضرت مقدس مرتبت فردوس منزلت جنت مكان عليين آشيانى انار اللّه برهانه و جعل فى اعلى عليين مكانه كه داعى
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
« 1 » را لبيك اجابت فرموده روى التفات از جسمانيات گردانيده به نظارهء عالم ملكوت و مشاهدهء جمال و جلال حىّ لا يموت پرداخت و ناگهان از اين جهان فانى و خاكدان ظلمانى رخت اقامت بربست و قالب عنصرى درهم شكست .
روح پاكش به ذروهء افلاك برآمده از سراى سپنج و منزل عنا و رنج به رياض انس و حدايق قدس خراميده و از كلبهء بليت و خارستان اذيت به مأمن امن و راحت و گلشن فراغت و استراحت رحلت فرمود . از اين حادثهء جانگزا و واقعهء انده فزا عيش محفل بهشت مشاكل منغص شد و صفاى خاطر خورشيد مآثر غبار آلود گشت .
ملالت تمام و اقسام اندوه و آلام روى نمود .
افسوس افسوس ! ! كه دنيا خارستان غم و محنت است نه گلشن فرح و راحت و گيتى سراى نفرت و وحشت است نه مسكن انس و سلوت . اما چه توان كرد ؟ ! از تلخى ايام تجرع چنين شربتهاى ناگوار بسيار افتد . كدام دل كه از اين واقعه خون نيست و كدام ديده كه از اين خونابه جگر خون نه . چون به ديدهء بصيرت ملاحظه شود ، هر چه از كتم عدم به وجود آيد باز به عدم مىرود و اينها به ارادهء خالق اشياست . پس به ضرورت روى صبر به راه تسليم بايد آورد و قدم تسليم در راه صبر از روى ضرورت نهاد . آن پادشاه كيوان وقار گردون اقتدار را نيز به غير از رضا به قضاى الهى و تسليم به تقدير ازلى مسلكى قويم و منهجى مستقيم نيست .
هامش
( 1 ) - سورة يونس 25 .