تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
انديش وزيد . از روايح فوايح نصايح دلپسند و شمايم مسكية النسائم پند سودمند كه متضمن مصالح دين و دولت و متكفل اسباب انتظام ملك و ملت بود ، مشام جان محبان صفا كيش معطر گشت . مورد كريمش را به مراسم تبجيل و احترام و لوازم اعزاز و اكرام مقابل و مقارن داشته رفع برقع التفات آن نوعروسان ابكار معانى كه مشاطهء افكار منشيان بلاغت نشان به جواهر زواهر حكمت عملى و نظرى مزين و آراسته بود ، نموده به بزم آرائى محفل مهجوران صورى مجلس سامى پذيرفت و به يد تعظيم و تكريم اعتناق آن شواهد حور و شواكل نور كه مقصد و مقصود هر عاقبت محمود بود ، نموده به شكرانهء عواطف عظيم كه محرك و مجدد دوستى و محبت قديم گشته زبان ادب به تسبيح اللّه اكبر و للّه الحمد متذكر گرديد . آن پرى چهرگان مكمن غيب و خورشيد رويان پرده سراى لا ريب كه از قاف قرب معنوى و سماء موافقت باطنى پرتو ظهور بر ساحت قلوب مصفى محبان انداخته بودند بطون جان و سويداى جنان مقر ايشان قرار يافت و سفارشات زبانى و ملاطفات نهانى كه مفوض به تقرير دلپذير سيادت پناه معتمد بارگاه خاقانى « 1 » فرموده بودند گوش هوش محبان بدان درر شاهوار گران بار و به لطف گفتار رسول نامدار خاطر مهر آگين دوستان مخزن لآلى اسرار گرديده عزت دستگاه مشار اليه كه چون ملهم اقبال و طاير فرخنده فال مبشر آن بشارت و حامل آن اشارت بود به وظايف اعزاز و اكرام معزز گشت . و صدق نيت و صفاى طويت مخلص بىريا ،
كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ
« 2 » بدان حضرت و الا چون ثابت و راسخ است ، مكنون ضمير حق - گزين آن است كه اشارت عليه كه در طى ملاطفت نامهء نامى و خطاب مستطاب سامى
كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ
« 3 » منطوى و بشارات سنيه كه به مثابهء حور مقصورات
هامش
( 1 ) - يعنى ضياء الملك سفير اكبر شاه . ( 2 ) - سورة ابراهيم 24 . ( 3 ) - سورة الرحمن 58 .