تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
مشغول مناجات سبحانى و شيفتهء ذكر ربانىاند . لسان بيان از اوصاف كمال او قاصر و زبان تبيان از نعوت عظمت ذات بىزوال و فضل و افضال او منكسر . پس اولى و انسب آن است كه عنان توسن تيزگام اوهام از تكاپوى در اصقاع اين قاع باز كشيده به جناب مقدس مرتبهء جامعه و مظهر كل خاتم الانبياء و الرسل و سيد الكل فى الكل ، گنجينهء راز غيب الغيب ، مخزن اسرار لا ريب ، باعث ايجاد كونين ، كاشف سر عالمين ، صاحب فضل عميم ، مصدوقهء كريمهء
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ .
« 1 »
وصف خلق كسى كه قرآن است * خلق را وصف او چه امكان است
لاجرم معترف به عجز و قصور * مىفرستم تحيتى از دور
صلى اللّه عليه و آله و سلم و به آل طيبين و عترت طاهرين آن حضرت كه مرائى تجليات رحمت حق و شئونات جمال مطلق‌اند ، خصوصا حضرات ائمهء معصومين صلوات اللّه عليهم اجمعين كه هر يك از ايشان مقتداى ارباب توحيد و پيشواى اصحاب تفريدند توسل نموده از ميامن اسامى ساميه و اذكار مناقب ناميهء ايشان كه زيب ديباچهء هر كتاب و زينت خاتمهء هر خطاب است .
سر هر نامه را رواح افزاى * نام ايشانست بعد نام خداى
ختم هر نظم و نثر را رونق * باشد از يمن نامشان الحق
استسعاد جسته به مدايح جميلهء مخاطبهء واجب التعظيم و محاسن جليلهء رسول لازم - التكريم پردازد .
مرحبا طاير همايون بال * كه رسيد از سپهر عز و جلال
يعنى از بارگاه سلطانى * ساحت شوكت سليمانى
بسته بر بال نامهء مشكين * نامهء عطر ساچو نافهء چين
روضه‌اى چون بهشت مينافام * پاك كيشان درو گرفته مقام
هامش
( 1 ) - سورة القلم 4