تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
رياض رضوان انار اللّه برهانه اعيان هر فرقه و بزرگان هر طايفه به ارادهء پيشى و بيشى مدعيات متخالفه و ارادات متضاده پيش گرفته كار آن جمع وفا كيش و مهم آن جم خيرانديش از وفا و وفاق به شفاق و نفاق كشيد و مخالفت و عناد و فتنه و فساد و آتش آشوب و شين و مواد كدورت و معادات فى ما بين اشتداد تمام يافته اين معنى مهيج قوهء طامعهء اغيار و باعث هرج و مرج اين ديار گرديد . اساطين سلاطين توران و روم كه هميشه مطمح نظر ايشان ساحت فسيح - المساحة اين مرز و بوم بود ، فرصت يافته ابواب خلاف گشودند . ليكن تا برادر كامكار عالى مقدار به اسعاد والد بزرگوار در عراق و آذربايجان در مقابل لشكر پادشاه ذى شوكت عالى تبار روم بود و اين محبت نشان در بلدهء فاخرهء هرات و عليقلى - خان لله راتق و فاتق مهمات و امراى آن حدود در مقام متابعت للهء مشار اليه مىبودند ، سلطنت و شوكت پناه عبد اللّه خان مخالفت باطنى را ظاهر نمىساخت . تا آن كه فى ما بين عليقلى خان لله و مرشد قلى خان استاجلو ، حاكم مشهد مقدس و بعضى از محال خراسان ، به جهت للگى و وكالت ميزان نزاع و كدورت اشتعال پذيرفته كار از مقال به قتال انجاميد و اكثر امراى خراسان به مرشد قلى خان متفق و ملحق گشته غالب آمد و عليقلى خان به جانب هرات رفته اين صداقت آيين را كه بنا بر حداثت سن در مهمات مملكت مدخل نبود به مشهد مقدس آوردند و مرشد قلى خان مذكور به امر وكالت و للگى مشغول گرديد . و پادشاه عالى جاه روم تسخير ولايت آذربايجان و شيروان پيشنهاد همت ساخت . از غايت اختلاف و عدم ائتلاف گروه بىتدبير قزلباش به يكديگر افتاده در دفع و رفع تهاون و تأخير مىنمودند . در اثناى اين شور و شر ، به مقتضاى كريمهء
إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذا جاءَ لا يُؤَخَّرُ
« 1 » به قضاى مبرم قاضى محكمهء قضا و قدر و حكم محكم پادشاه اجل اكبر ، برادر حميده سير فريدون فر « 2 » ، از دنياى دنى رحلت فرموده به رياض جنان خراميد و والد بزرگوار از غايت
هامش
( 1 ) - سورة نوح . ( 2 ) - يعنى حمزه ميرزا .
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 362 | عبد الحسين نوائى