خطايى رفته است ، هنجار « 1 » پيماى نادانى است و محل ترحم و شفقت نه جاى شورش و سرزنش . در فراخى حوصله در اهتمام بايد زد كه به ميامن آن وسعت صورت و معنى و فسحت عمر و دولت پرده گشاست و از نتايج اين شيمهء كريمهء دولت افزا آن است كه در هنگام كم فرصتى و استيلاى قوت غضبى دوستان به اشتباه دشمنان پايمال نمىشوند و دشمنان دوست نما را روانى مكر و فريب نمىماند .
و در پاس قول خود بر مسند سعى بايد نشست كه ستون بنيان فرمان روائى است و تحمل و بردبارى را مصاحب دائمى خود بايد گردانيد كه اساس دولت پايدار در ضمن آن منطوى است و بر ضمير دلپذير مخفى نماند كه اراده چنان بود كه يكى از مختصان حريم عزت را مصحوب يادگار سلطان فرستاده شود كه اوضاع ايران را از قرار واقع دانسته به عرض مقدس رساند . در اين اثنا ، در ولايت كشمير ، جمعى از شوربختان بغى و طغيان ورزيدند . ما جريده با معدودى چند از ملتزمان ركاب سعادت اعتصام در شكارگاه بوديم كه اين خبر رسيد . به اشارهء ملهم توفيق و اقبال ، خود به طريق ايلغار ، به آن ناحيت روان شديم . هنوز رايات منصوره به كشمير نيامده بود كه بهادران نصيرى منش كه به ضرورت همراه آن فرقهء طاغيه شده بودند قاپو « 2 » يافته سر آن مايهء فساد را به درگاه و الا آوردند .
چون اين ملك به ميامن بركات قدوم عالى مهبط امن و امان گشت باز معاودت فرموديم . به دار الملك لاهور نزول اجلال شد . در اين هنگام چون حاكم سيوستان و تته و نواحى سند كه سر راه ايران است با لشكر نصرت اثر از بخت برگشتگى در پيكار بود و راه عراق مسدود ، فرستادن ايلچى در توقف افتاد . اكنون كه خاطر اقدس از همهء امور فراغ يافت و سيوستان و تته در سلك ممالك محروسه درآمد و ميرزا جانى بيك حاكم آن جا به آستان بوسى استسعاد يافت چون نقوش ندامت
هامش
( 1 ) - در كتاب نفيس زندگانى شاه عباس اين كلمه به صورت : بيچاره بيمار آمده است .
( ج 1 226 )
( 2 ) - به معناى فرصت