بعد از آمدن او عساكر فيروزى مند در قندهار بوده هر گونه امداد و معاضدت كه بايد به آسانى خواهند نمود . چون در آيين سلطنت و كيش مروت اتفاق مقدم بر اختلاف و صلح اصلح از حرب است ، على الخصوص نيت حق طويت ما كه از مبادى انكشاف صبح شعور تا اين زمان همواره اختلاف مذاهب و افتراق مشارب منظور نداشته و طبقات انام را عباد اللّه دانسته در انتظام احوال عموم خلايق كوشش نمودهايم و به بركات « 1 » اين نيت عليا كه مقتضاى ظليت عظمى است ، مرة بعد اخرى مشاهده و ملحوظ گشته در اين ولا كه ممالك پنجاب مخيّم عساكر عز و جلال گشت مكررا عازم جازم شده بود كه انتهاض الويهء عاليه به جانب ماوراء النهر ، كه ملك موروثى است ، اتفاق افتد تا هم آن بلاد در تصرف اولياى دولت درآيد و هم معاونت خاندان نبوت به طرز دلخواه سمت ظهور يابد .
در اين اثنا ، به تواتر و توالى ابهت پناه و شوكت و ايالت دستگاه عبد اللّه خان والى توران كتابات محبت طراز ، كه مذكر قرابت سابق و ممهد محبت لاحق باشد ، به وساطت ايلچيان كاردان ، فرستاده محرك سلسلهء صلح و صلاح و مؤسس مبانى و داد و وفاق گشت . چون در جنگ زدن با كسى كه در صلح زند ، در ناموس اكبر شريعت غرا و قسطاس اعظم عقل بيضا ، ناپسنديده و ناسنجيده است ، خاطر ازين انديشه باز آورده شد و غريبتر آن كه هنوز از واردان آن صوب اخبار تدارك اختلال ايران و ايرانيان كه موجب اطمينان تام گردد ، شنوده نمىشود و قرارداد خاطر دولت اساس آن صفوت نژاد انكشاف صريح نمىيابد .
مأمول آن كه خاطر مهر گزين ما را متوجه هر گونه مطلب و مقصد خود دانسته طريق انيق « 2 » مراسلات را مسلوك داشته حقايق احوال يومى را ابلاغ نمايند و امروز كه ايران زمين از دانايان كار ديدهء عاقبت بين بسيار كم شده ، آن نقاوهء اصلاب كرام را در انتظام ملك و التيام احوال جمهور انام جهد بليغ بايد كرد و
هامش
( 1 ) - چنين است در همهء نسخ ، من جملهء در كتاب زندگانى شاهء عباس اول ( ج 1 ص 225 ) ولى ظاهرا « بركات » صحيح است و « به » زائد .
( 2 ) - منشآت ابو الفضل : طريق و آيين .