تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
به مصحوب سيادت و نقابت پناه سعادت دستگاه مير قريش استحكام يافته است ، مىخواهيم كه چون نزديك به خراسان رسيده شود ، آن و الا دودمان نيز از آن‌جا از راه دوستى آمده در آن سرزمين سپهر آيين به ديدار گرامى شادكام سازند و از گفت و شنود دلاويز پرده گشاى چهرهء يگانگى گردند . اميد كه سخنان خدا - دانى و رازهاى پنهانى كه در دل ما جا گرفته يك يك گفته شود و آنچه از دوربينى و خداپرستى در دل آن و الا دودمان پرتو انداخته باشد شنيده‌ايد . خوشا فرخنده جائى كه اين چنين دو برگزيدهء خدا فراهم آمده زبان راز بگشايند و سخنان دلنواز با هم بگويند و چون پيش ديد سرفراز كردهاى خدا خواهش برآوردن نام بلند و سرافرازى نمودن به بندهاى ديگر نيست ، دل چنان مىخواهد - اميد كه ايشان نيز همچنين مىخواسته باشند - كه در هر يكى كه خداشناسى و خدا انديشى بيشتر باشد ، آن ديگرى پيروى و دلجويى او خواهد و در يكدلى و يكرويى او فرو - گذاشت ننمايد و الحال كه نسبت يگانگى و اتفاق بر عالميان ظاهر شده دربارهء امداد و كمك اهل عراق و خراسان ، موافق صلاح ديد آن حشمت دستگاه ، به عمل خواهد آمد . به جهت تشييد مبانى محبت و استحكام قواعد مودت ، افادت و حكمت پناه زبدهء مقربان هواه خواه ، عمدهء محرمان كارآگاه ، حكيم همام كه مخلص راست گفتار و مريد درست كردارست و از ابتداى ملازمت ملازم بساط قرب بوده دورى او را به هيچ وجه تجويز نكرده بوديم ، به رسم رسالت فرستاديم . چون در ملازمت ما او را آن نسبت متحقق است كه مدعيات را بىواسطهء ديگرى به موقف عرض مىرساند اگر در مجلس شريف ايشان همچنين اسلوب مرعى باشد گويا مكالمهء فى ما بين بىواسطه خواهد بود و به جهت پرسش واقعهء غفران پناه رضوان دستگاه اسكندر - خان انار اللّه برهانه ، سيادت مآب نقابت نصاب صدر جهان را كه از اعاظم سادات كبار و اجلهء اتقياى اين ديار است مقرر كرده بوديم و به واسطهء بعضى امور در حيز تراخى افتاده بود ، درين ولا ، به رفاقت حكمت پناه مشار اليه فرستاديم وانموذجى