تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
و آفاقى را كه مستهلك در حقيقت حق و فانى در بقاى مطلق‌اند ظل محامد كبرياى خداوندى و تلوصفات علياى ايزدى مىيابد . پس شايسته آن است كه از آن داعيه نيز دست باز داشته نكته‌اى چند از مقاصد متعارفهء ارباب دانش و بينش كه ، به موجب حكمت عملى ، انتظام سلسلهء امكانى به آن منوط است در ديباچهء اظهار نهد كه هر - آينه درين صورت روان گرم روان مسالك دين و سيراب دلان مناهل يقين كه ارواى جداول ظهور و بطون پيشنهاد همت قدسى اساس داشته‌اند به اين دستاويز نياز مستغنى و مستفيض سعادت خاص مىگردد . المنة للّه تقدس و تعالى كه مشاهدهء صفوت نامهء گرامى ، كه مصحوب يادگار سلطان حسين شاملو مرسل شده بود ، در اواسط ايام بهار و مناظر اعتدال ليل و نهار ، اهتزاز بخش باطن مهر آگين شد . باد طرب آميز شقايق و رياحين در دماغ روزگار پيچيده بود كه اين گلدستهء محبت و ولانكهت رسان مشام يگانگى گشت . آنچه در توقف تسطير تماثيل خلت و و داد رقم پذير كلك محبت شده بود ، به غايت در موقع خود جلوهء استحسان داد . فى الواقع ، روابط معنوى چنان اقتضا مىكرد كه اين همه دير نكشد . ليكن از صادر و وارد مسموع شده باشد كه چگونه مشاغل عظيم و محاربات قويم با سلاطين ممالك هندوستان و اساطين اين مرز و بوم كه مساحان جداول آسمانى چهار دانگ هفت اقليم گفته‌اند اتفاق افتاده بود . در اين مدت مديد ، اين سواد اعظم ، با همه وسعت و فسحت ، كه در ميان چندين رايان خود راى و فرمانروايان سپه آراى انقسام يافته بود و همواره بر سر تمرد و تجبر بوده باعث تفرقهء خاطر خلق اللّه مىشدند ، به نيروى توفيقات آسمانى ، به تسخير اولياى دولت قاهره درآمده از گريوهء هندو كوه تا اقصاى درياى شور از سه طرف جميع سركشان و گردن فرازان از فرمانروايان زبردست و راجه‌ها و رايان بد مست و افغانان كوه‌نشين كوتاه بين و بلوچان باد پيماى باديه گزين و ساير قلعه نشينان و زمينداران شمولا و استقلالا در ظل اطاعت و انقياد درآمدند و در التيام صدور و ائتلاف قلوب طبقات انام شرايف مساعى مبذول داشته شد و به -