نامه اكبر شاه به عبد اللّه خان اوزبك « 1 »
سپاس قدسى اساس مبدعى را سزد كه عالم گوناگون را با چندين شئون و فنون كه عبارت از صور علميهء اوست به نيروى قدرت ابداعى از نهان خانهء بطون به بارگاه ظهور آورده طوايف انام را گاه در قهرمان فرمانروايان معنى كه نفوس قدسيهء انبيا و رسل على نبينا و عليهم الصلاة و السلاماند در وحدت ارادى منخرط گردانيده انتظام و التيام بخشيد و گاه در سطوت جلال مسند آرايان صورت كه اساطين سلاطين بارگاه جبروتاند ، انسلاك داده به وحدت قهرى نظام كارگاه آفرينش را آرايش داد . پس جهان جهان نيايش بر روان قافله سالاران شاهراه مقصود كه سالكان مراحل معانى و ناسكان مشاعر صورت را از هامون ضلالت و بيابان اختلاف به دار الملك اهتدا و ائتلاف آورده محمود العاقبة و مسعود العاقبة به خلوتخانهء بقا شتافتهاند باد و عالم عالم تأييدات علوى و توفيقات سماوى قرين روزگار بزرگان و الا نژاد كه زمان حال را از شورش فتن و آشوب حوادث زمن نگاهداشته همگى همت عليا مصروف آن دارند كه جمهور انام را از متفق و مختلف در بساط امن و
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در كتاب منشآت علامى ابو الفضل دكنى ( طبع كاونپور 17 ج 1 سال 1269 ه . ق ) :
« خطاب كيهان خديو حق پژوه ، عدالت گراى كوه شكوه ، بحر تمكين ظل اللهى گوهر معدن شاهنشاهى ، جلال الدين محمد اكبر پادشاه غازى به عبد اللّه خان اوزبك سپهدار ملك توران » .