تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩

نامهء جلال الدين اكبر پادشاه هند به شاه عباس « 1 »

ستايش و نيايش عتبهء كبرياى احديت جل جلاله و تقدس اسماوه به مثابه‌اى است كه اگر جميع نقاط عقول و جداول فهوم ، با جنود مدركات و عساكر علوم ، فراهم آيند از عهدهء حرفى از آن كتاب يا پرتوى از آن آفتاب بر نتوانند آمد . اگر چه در ديدهء تحقيق جميع ذرات مكونات حمد ايزدىاند كه از زبان بىزبانى برآمده تشنه لبان و تفسيده زبانان پيداى ناپيداى حمد حقيقى را بر زبان و سيراب دارند ، پس همان بهتر كه كمند انديشه از كنگرهء جلال صمديت ، كه جانهاى پاكان آويختهء اوست ، كوتاه داشته در جلايل نعوت گروه قدسى شكوه حضرات انبيا و رسل ، على نبينا و عليهم التحيه و السلام ، در آمده اولا شرايف حالات و ثانيا نبايل عطايا كه جمهور انام را از گريوهء ضلالت و غوايت به شاهراه عنايت و هدايت آورده‌اند بر منابر تبيان ادا نموده شرح معالى احوال و مكارم اخلاق طايفهء مقدسهء اهل بيت كه رازداران اسرار كبريا و پرده كشان سراير انبيااند بر آن افزوده از ذروهء عزت استدعاى رحمتى تازه بايد كرد . ليكن چون به ديدهء انصاف [ اتصاف « 2 » ] ملاحظه مىكند هر آينه مدارج اين مظاهر كونى و الهى و معانى اين مجامع انفسى
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشات ابو الفضل علامى : « خطاب حضرت شاهنشاهى به شاه عباس تخت نشين كشور ايران » و در نسخهء كتابخانه ملى پاريس : « كتابت نواب جلال الدين اكبر پادشاه به خدمت نواب گيتى ستانى مصحوب مير ضياء الدين كاشانى » . ( 2 ) - در منشآت نيست .