جواهر آبدار ترتيب دهد .
در مدت هفت سال اين تخت به مبلغ يك كرور روپيه صورت اتمام يافت . از جمله يازده تختهء مرصع كه بر دور آن براى تكيه نصب كردهاند تختهء ميانگى كه اعلى حضرت بر او مىنشينند ده لك روپيه قيمت دارد . از جواهرى كه درين تخته نشاندهاند لعلى است در وسط آن به قيمت يك لك روپيه كه شاه عباس نزد جهانگير ارسال داشته بود . نخست اسم تيمور و شاهرخ و الغ بيك بر آن منقوش بود . شاه عباس نيز نام خود را با نام پدر بزرگوار بر آن بنگاشت . .
بر سطح اعلاى اين تخت دو طاوس زرين ميناكار كه جا به جا بر پرهاى افراشتهء آنها زمرد به كار برده ، رو به رو يكديگر سمت وقوع دارند و هر يك دانه لعلى كه هر يك همانا جگر پارهء آفتاب تابان و ثمرة الفؤاد كان بدخشان درست به اخگر افروخته مىنمايد مانند مرغ آتشخوار به منقار گرفته چنان كه نظارهء آن به غايت دلكش و دلاويز افتاده و به امر خاقانى از مثنوى حاجى محمد جان قدسى ، كه ختمش بر تاريخ است ، به مبناى سبز درون تخت كتابه نمودند :
زهى فرخنده تخت پادشاهى * كه شد سامان به تأييد الهى
چو تاريخش زبان پرسيد از دل * بگفت : « اورنك شاهنشاه عادل »
ابو طالب كليم كاشانى در وصف اين تخت قصيدهاى گفت و شاهجهان دستور داد تا هم وزن وى به دو نقره دهند « 1 » و ارزش اين نقره برابر پنج هزار و پانصد روپيه شد .
پيش از اتمام اين مطلب لازم است از سازنده هنرمند اين تخت بىنظير گرانبها نيز يادى كنيم تا ياد يك ايرانى هنرمند را زنده كرده باشيم . سعيداى گيلانى حكاك و خوش نويس و شاعر و جواهركار و فرماندهء قشون هشتصد پياده و يك صد سواره و داروغهء زرگر خانهء همايونى هند بود . از آنجا كه به چندين هنر آراسته بود لقب « بىبدل خان » گرفت . به قول پروفسور هادى حسن « 2 » يكى از سه شاعر دربار دهلى است كه وزن بدنش معلوم است . زيرا
هامش
( 1 ) - در كتاب پادشاه نامه آمده است كه « به حكم شاهنشاه دانش پرور به زر سنجيده آمد » . اما ظاهرا منظور همان نقره است . چه طلا را اصطلاحا « زر سرخ » مىگفتند .
« رك مقالات پروفسور هادى حسن ص 203 » .
( 2 ) - مجموعهء مقالات ص 202 .