تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
به ايران رسيد ، كه پادشاه صفوى عازم سير و شكار براى فتح قندهار بود . به همين جهت وى به ناچار در مشهد توقف كرد و پس از فتح قندهار بود كه توانست به حضور پادشاه ايران بار يابد . زاهد بيك درين ملاقات كه ، بنا به دستور شاه عباس ، در قندهار صورت گرفت « سجدهء تحيت و تسليم به تقديم رسانيد و صحيفهء اخلاص آيين فرزندانه كه از جانب شاهزادهء كامگار به آداب تعظيم و قواعد تسليم ترقيم يافته بود ، با نفايس تحف و پيشكشهاى لايقه به نظر اقدس درآورده به وفور توفير و احترام پادشاهى معزز و مباهى گرديد . » زاهد بيك چند روز در « موكب جهانگشا و موكب معلى » اقامت كرد و به عرض شهريار ايران رسانيد كه چون شاهزاده خرم ، به مناسبت خدمات و فتوحات خود ، از جانب پدر ، به خطاب شاه جهانى ممتاز و مخاطب گرديده استدعا دارد كه از جانب شاه عباس نيز بدين خطاب معزز و گرامى گردد . بنابراين ، در جواب نامهء مذكور اين بيت كه اثر طبع ميرزا ملك مشرقى بود نگاشته آمد :
ز خرمى شد از آن بخت روزگار جوان * كه نور ديدهء خورشيد گشت شاه جهان
اندكى بعد ميانهء جهانگير و پسرش بر هم خورد . بدين معنى كه بر اثر سعايتهاى ملكه نور محل و گردنكشيهاى خرم ، پدر نسبت به فرزند بدبين شد و جهانگير در صدد برآمد كه از خيالات دور و دراز پسر جلوگيرى كند . سرانجام بين پدر و پسر كار به جنگ كشيد و شاه جهان درين جنگها مغلوب شد و شكسته سليح و گسسته كمر قصد داشت كه به ايران پناهنده شود و نامه‌اى همراه خواجه حاجى به دربار شاه عباس ارسال داشت و در آن از بىمهرى پدر شكايتها كرد . شاه عباس خواجه حاجى را در قصبهء اشرف ( بهشهر فعلى ) پذيرفت و او را بنواخت و چند روز نزد خويش نگاهداشت و نامه را نيز جوابى پدرانه داد و ازو خواست كه نسبت به پدر در مقام اطاعت و دوستى باشد و قول داد كه به جهانگير نامه نويسد و او را با فرزند بر سر مهر آورد و چنين نيز كرد و همراه آقا بيك سفير خود نامه‌اى درين زمينه به فرمانرواى هند نوشت . هنگامى كه جهانگير درگذشت و شاه جهان پادشاه هند شد و خود را صاحب قران ثانى ناميد ، شاه عباس سفيرى به نام بحرى بيك ، براى بيان تسليت در مرگ جهانگير و تهنيت جلوس شاه جهان ، فرستاد و بحرى بيك هنوز در راه بود كه شاه عباس بدرود حيات گفت . اما
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 314 | عبد الحسين نوائى