تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
شانزده سال پيش ازين تاريخ ، خود به عنوان سفير به دربار رودلف دوم امپراطور آلمان رفته و از « اتيكت » سياسى و ديپلوماتيك آگاهى داشته است . « 1 » بنابراين ، شرحى كه اولثاريوس آدام درين مورد نوشته ، اگر نگوييم غرض آلود و تهمت‌آميز ، بسيار اغراق آميز است . اما درين كه برخوردى ميانهء زينل بيك و « بعضى از اركان دولت » ، كه شايد همان « مسئولين تشريفات » بوده‌اند ، روى داده ترديدى نيست . اسكندر بيك منشى ، درين مورد سربسته مىنويسد : « در قانون سلسلهء اكبرى تعظيم و كورنش مخصوصى متعارف است كه در وقت انعام و بخشش صاحبان انعام در ازاء آن تفقد بدان اقدام مىنمايند . در هنگام جدا شدن زينل بيك 2 ، حضرت پادشاه والاجاه در حضور او اظهار تفقد و احسانى كرده . چون آن گونه كورنش خالى از مذلت و فروتنى نبود ، زينل بيك از علو همت و غرور بندگى اين آستان تن به آن در نداده هر چند نيكخواهان طرفين در آن ماده مبالغه كرده‌اند او ابا كرده و گفته كه اين رسم معتاد درگاه ولى نعمت ما نيست . اگر پادشاه عنايت خاصى فرمايند كه سرمايهء افتخار بوده و غرض آلود مال دنيوى نباشد ، در ازاء آن شفقت خاص ، هر گونه افتادگى و فروتنى چاكرانه بايد كرد مضايقه نيست . بعضى از اركان دولت ، جهت استمرار رسم و عادت و نقارى كه از او در دل داشتند ، كوته همتى به ولى نعمت خود واداشته در ايصال آن احسان تعلل و تغافل ورزيدند و مشار اليه نيز نام نبرده روانه شد . » « 2 » ازين شرح چنين بر مىآيد كه اين برخورد تشريفاتى ، در هنگام بازگشت بوده نه در موقع بار يافتن به حضور شهريار هند و ثانيا امر مورد اختلاف تحمل مذلتى بوده براى دريافت « تفقد و احسان » و به عبارت ديگر چنان كه از گفتهء خود او برمىآيد « غرض آلودگى مال دنيوى » بنابراين ، سفير فوق العادهء شاه عباس صفوى عطاى شهريار هند را به لقاى مسئولين تشريفات بخشيده فروتنى بيش از حد ( و شايد هم پاى بوسى و به خاك افتادگى ) نكرده و از خير « تفقد و احسان » جهانگير درگذشته است .
هامش
( 1 ) - در آن هنگام يك نقاش آلمانى به نام اكيديوس سادلرس تصويرى از وى كشيده ( رك زندگانى شاه عباس اول ج 4 صفحات 100 و 289 ) . ( 2 ) - عالم آراى عباسى ج 2 ص 993 - 994 .