تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
مرصع آلات و اشياء و تجملات زياده از حد و شمار خود و جمعى كثير از ملازمان و پيشخدمتان و عمله كارخانها ، به آراستگى و پيراستگى تمام » از شاه عباس جدا شده روى به هند نهاد و در ميان استقبال گرم مردم به لاهور رسيد . وى درين شهر ، بنابر امر جهانگير ، توقف كرد و خان عالم پيشتر رفت تا جهانگير را كه در حال مراجعت به لاهور بود ديدار كند . وقتى جهانگير به لاهور رسيد ، زينل بيك به ديدار شهريار هند رفته لوازم ادب و « آداب تعظيم و تكريم » ادا نمود و نامهء شاه عباس را با تحف و هدايا تقديم داشت و « از جانب همايون اعلى پرسشهاى دوستانه و نيازمنديهاى برادرانه به ظهور آورد و در آداب رسالت و شرايط سفارت بر وجهى كه سزاوار محبت و دوستى طرفين بود فروگذاشتى نكرد . » اما زينل بيك به مأموريت مهمى رفته بود و آن تقاضاى شفاهى شاه عباس براى بازپس - گرفتن قندهار بود . زينل بيك اين مطلب را با « اركان دولت و اعيان حضرت » دربار هند در ميان گذاشت . ولى هيچگونه جوابى « كه موجب تسليت خاطر باشد » نشيند . لذا بر آن شد كه از همان جا بازگردد . درين حال ، روز تولد جهانگير نزديك شد و آن پادشاه بنا بر عادت روى به دهلى نهاد تا جشن تولد خويش را در زادگاه خود برپا سازد . زينل بيك قصد داشت كه از همانجا بازگردد . اما در همان روزها جيقه و جيقه بن مرصع به لعل كه ذكرش گذشت و در حين رفتن زينل بيك به هند هنوز ساختش تمام نشده و قرار بود بعد فرستاده شود و همين‌طور مقدارى از تحف و هداياى پادشاه روم ، كه شاه عباس براى جهانگير اختصاص داده بود ، همراه با فرمانى از شاه عباس ، در خصوص تقديم هداياى مذكور به نور الدين محمد جهانگير رسيد . زينل بيك بالاجبار روى به دهلى نهاد و در جشن ولادت شهريار هند شركت جست و هدايا را تقديم داشت و در ضمن مكررا موضوع واگذارى قندهار را با اولياى دولت هند مطرح نمود . ولى چون باز هم « جوابى مقرون به صواب نشيند » به ناچار مراتب را به اطلاع شاه عباس رسانيد . درين ميان ، به شرحى كه در تواريخ آمده ، شاه عباس خود شخصا در بهار سال 1031 هجرى ، همچنان كه با خان عالم قرار گذاشته بود ، به نام « سير و شكار » به كنار هيرمند آمد . بدين انتظار كه جهانگير ولايت قندهار را به دو واگذارد و چون عبد العزيز خان حاكم قندهار روى خوش نشان نداد ، دستور داد تا سپاهيان شهر را در محاصره گيرند . شهر ، پس از يك دوره