تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
بود شرف دستبوس شهريار قزلباش يافت « و به اتفاق منوچهر بيك شرف مجالست مجلس بهشت آيين دريافت » و از شاه عباس اجازه خواست كه هداياى پادشاهى را « از نظر اقدس » بگذراند . اما شاه عباس ، كه سخت سرگرم جنگ با تركان بود ، رسيدن شمشير را به فال نيك گرفته تنها همان را برداشت و ديدن بقيهء هدايا را به فرصت مناسب موكول داشت . چهار - ماه بعد كه قلعهء ايروان فتح شد و فرصت مناسب دست داد ، هنگامى كه شريف پاشا و ديگر « عظما و معارف سپاه روميه و اكراد در بارگاه معلى حاضر بودند » هدايا را از نظر شاه گذرانيدند و شاه همه را به بزرگان همراه خويش بخشيد . در بهار سال بعد ، شاه عباس اجازه داد تا مير معصوم به كشور خويش مراجعت كند و ضمنا نامه‌اى به وسيلهء او براى جلال الدين اكبر فرستاد و عمه‌اش نيز نامه‌اى براى حميده - بيگم مادر اكبر . اين آخرين ارتباط سياسى اكبر شاه و شاه عباس بود . چه اكبر در سال 1014 ه درگذشت و پسرش سليم به جاى وى نشست . سليم ، كه پس از جلوس بر تخت سلطنت هند خود را جهانگير ناميد ، از همان هنگام شاهزادگى با شاه عباس مكاتبهء دوستانه داشت . منتها در همان روزهاى نخست سلطنت وى ، موضوع دست‌اندازى قزلباشان بر زمين داور و تصرف بست پيش آمد و گو اين ، كه به قول اسكندر بيك منشى ، مرشد كامل را اين « قضايا كه به اقتضاى قضا بىاختيار روى داده بود در موقع قبول نيامد » « 1 » ولى اين پيشامد در روابط ايران و هند سردى ايجاد نمود . شهريار قزلباش كه همواره در صدد تحكيم بيشتر روابط ايران و هند بود شخصى به نام حسين بيك را پيش جهانگير فرستاد تا حقيقت ماجراى تصرف زمين داور را براى وى بازگو كند . جهانگير ده - هزار روپيه به دو انعام داد « 2 » و نامه‌اى به شاه عباس نوشت و همراه حسين بيك فرستاد و گله كرد كه چرا از طرف ايران در فرستادن سفير تأخير شده است و با ذكر اين مطلب ، تلويحا بدين امر اشاره كرد كه ماجراى زمين داور مانع از ارتباط ديپلوماتيك نيست . در سال 1018 ه . شاه عباس كه از جنگهاى آذربايجان و شروان فراغت يافته بود بر آن شد كه « يكى از معتبران طايفهء جليلهء قزلباش » را « به پرسش تعزيت پادشاه مغفور
هامش
( 1 ) - براى اطلاع بر تفصيل اين امر رجوع شود به عالم آراى عباسى ج 2 ص 672 . ( 2 ) - مقالات هادى حسن ص 40 .
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 303 | عبد الحسين نوائى