تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
از حمايت ملكه اليزابت محروم شده بود ، به رودلف دوم امپراطور اتريش ملتجى شد و از جانب وى به سفارت به مراكش و از آن‌جا به ليسبون پايتخت پرتغال رفت . در همين روزها بود كه فيليپ سوم پادشاه اسپانيا در صدد اعزام كشيش آنتونيو دو گروه آ به ايران بود تا از حملهء سپاه ايران به جزاير بحرين و ساير متصرفات پرتغاليها در خليج فارس شكايت كند . فيليپ سوم براى اين كه در دل شاه عباس راهى يابد ، آنتونى شرلى را به فرماندهى ناوگان كوچكى از سفاين اسپانيايى مأمور جنگ با كشتيهاى عثمانى نمود . سر آنتونى شرلى هم بلافاصله شاه عباس را ازين مأموريت آگاه نمود . نامهء وى در ماه جمادى الاخر سال 1017 ه ( اوت 1608 م ) به توسط دومينيكو استروپن به اصفهان رسيد و به دست آنتونيو دو گووه آ به شاه عباس تقديم گرديد و شاه عباس نيز جوابى بدان نامه فرستاد . آنتونى شرلى در سال 1016 به عضويت شوراى دولتى ناپل برگزيده شد و در آن‌جا كنت دوبناونت را واداشت تا از شاه عباس درخواست كند كه ابريشم ايران را به جاى ارسال از خاك عثمانى از طريق بندر هرموز به اسپانى فرستد . شاه عباس با اين تقاضا روى موافق نشان داد و در نامه‌اى كه همراه دنگيز بيك به پادشاه اسپانيا فرستاد تصريح كرد كه كليهء ابريشمهاى ملكى خود را همراه سفير خود به اروپا مىفرستد . تا ، چنانچه خطرى پيش آيد ، ضرر تنها متوجه وى باشد . در سال 1610 م . سر آنتونى به مادريد بازگشت و در آن جا با برادر خود رابرت شرلى كه از جانب شاه عباس به سفارت اسپانيا بلكه اروپا آمده بود مصادف شد و ميان آن دو مشاجرهء شديد بلكه دشمنى تمام روى نمود . ازين تاريخ ديگر از سرنوشت آنتونى شرلى اطلاعى در دست نيست . فقط مىدانيم كه با مختصر حقوقى كه از پادشاه اسپانى مىگرفته زندگانى سختى داشته و در سال 1635 م . ( 1044 - 1045 ه ) درگذشته است .