به شرلى داد تا به عرض برساند . شرلى كه در ذيقعده سال 1021 ه ( ژانويه 1613 م . ) به قصد ايران به كشتى نشسته بود ، در اواخر سال 1023 هجرى به هند رسيد و چون شاه - عباس از او خواسته بود كه به سفارت نزد نور الدين محمد جهانگير رود ، اين مأموريت را نيز انجام داد و با هداياى جهانگير من جمله دو زنجير فيل در سال 1024 ه به ايران بازگشت .
شاه عباس مقدم سفير خود را سخت گرامى داشت و شب اول ورودش او را در خوابگاه سلطنتى جاى داد . ولى اندكى بعد بار ديگر او را به سفارت اروپا نامزد كرد و هر چند رابرت شرلى خواست ازين مأموريت سرباز زند شاه عباس نپذيرفت .
اين ايام مصادف بود با گرفتن بحرين و بنادر خليج فارس از دست پرتغاليان و قصد تصرف هرمز و شاه عباس مىخواست با استفاده ازين وضع مساعد ، فيليپ سوم پادشاه اسپانى را به جنگ با عثمانيان وادارد و اتحاديهاى از ملل مسيحى بر ضد عثمانيان ايجاد كند . رابرت شرلى سرانجام اين مأموريت را پذيرفت و همراه كشيشى از فرقهء كارمليت به نام پرردمتو دولا كروز رو به راه نهاد .
پس از يك توقف ده ماهه در هندوستان ، شرلى در سال 1026 به پرتغال رسيد و تا سال 1031 ه در اسپانى بود و درين مدت كوشش فراوان كرد تا اسپانى را به جنگ با عثمانيان برانگيزد و بر طبق دستور شاه عباس ، به فيليپ سوم وعده داد كه اگر كشتيهاى اسپانى درياى احمر را به روى تركان ببندند و راه بازرگانى عثمانى را با هندوستان و مصر و حجاز قطع كنند ، دولت ايران را به پس دادن بندر گمبرون وادار و راضى خواهد كرد . ولى چون فيليپ جزاير بحرين را نيز توقع داشت ، اين مذاكرات به جايى نرسيد .
رابرت شرلى ، بىآن كه از سفارت خود در اسپانى نتيجه گرفته باشد ، از ليسبون به رم « 1 » و از آنجا به انگلستان رفت ( ربيع الاول سال 1032 ه . ) . پادشاه انگلستان او را
هامش
( 1 ) - درين مدت اقامت در رم ( سال 1032 ه . - 1623 م ) ، وان ديك نقاش معروف صورتى از ترزيا و صورتى از رابرت شرلى ساخته است .