تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بوريس گودونوف تزار روس به آنتونى شرلى وقعى ننهاد و تنها حسينعلى بيك را سفير شاه عباس شناخت و حتى به شرلى و دوستانش اجازه نداد تا با تجار انگليسى مقيم مسكو ديد و بازديد كند . شرلى هم متقابلا ، روزى كه تزار سفير ايران را بار داد ، به حضور نرفت و تزار هم براى بهانه‌جوئى دستور داد تا نامه‌هائى را كه شاه عباس جهت تقديم به « سلاطين فرنگ » به آنتونى شرلى داده بود از او گرفتند و خواندند . پس از شش ماه اقامت در مسكو ، روز عيد پاك سال 1600 م ، آنتونى شرلى و حسينعلى - بيك به آلمان روى نهادند . در پائيز آن سال ، پس از چندين هفته راه پيمائى و دريانوردى ، ( چون از راه بندر آرخانگلسك حركت كرده بودند ) به پراگ رسيدند و با رودلف دوم امپراتور آلمان كه تصادفا در آن هنگام در بوهم بود ملاقات كردند . امپراطور پيشنهادهاى آنتونى شرلى را دربارهء اتحاد با شاه عباس بر ضد عثمانيان به احتياط پذيرفت و توصيه كرد كه ديگر نامه‌ها را شرلى به وسيلهء قاصد به دربار سلاطين اروپا بفرستد . ولى آنتونى شرلى بدين امر رضا نداد و در بهار سال بعد ، با اجازهء امپراطور ، عازم ايتاليا شد تا نامه‌هاى شاه عباس را به جمهورى ونيز و دربار واتيكان برساند . اما مقامات جمهورى ونيز به ورود هيئت سفارت ايران رضا ندادند . چه يك هيئت سياسى ترك در آن روزگار به منظور مذاكره در باب صلح در ونيز اقامت داشت و ونيزيان از آن بيم داشتند كه مبادا ورود سفير ايران موجب قطع مذاكرات صلح با دولت عثمانى گردد . در رم ، اختلاف شديدى بين آنتونى شرلى و حسينعلى بيك بيات پيش آمد و پاپ بالاجبار آنان را يكايك به حضور پذيرفت . اندكى بعد آنتونى شرلى محرمانه با دو نفر از همراهان خويش به ونيز گريخت ( محرم 1010 ه - 1601 م . ) دربارهء علت فراروى نوشته‌اند كه چون يكى از همراهان انگليسى آنتونى شرلى نامه‌هائى را كه شاه عباس به وى داده بود از وى ربوده و در استانبول به باب عالى فروخته بود ، شرلى