رابرت شرلى پس از ده سال اقامت در ايران هواى وطن كرد . اما چون اطمينان داشت كه شاه عباس به دو اجازهء بازگشت نمىدهد ، به وسايلى شاه را واداشت كه وى را به عنوان سفارت به اروپا گسيل دارد . شهريار صفوى كه مىدانست نجيب زادهء انگليسى دل در گرو عشق دخترى به نام سامپسونيا دارد ، نخست به وى اجازه داد تا با محبوبهء خويش ازدواج كند .
سامپسونيا دختر يكى از بزرگان چركس بود به نام اسماعيل خان . در سال 1016 هجرى سامپسونيا ، كه به دست خواهران عيسوى فرقهء كارمليت تعميد يافته بود ، به ترزيا تغيير نام داد .
نه روز پس از عروسى ، رابرت شرلى به عنوان سفير شاه عباس ، با چند تن از انگليسيان از راه درياى خزر و روسيه عازم اروپا شد . وى از روسيه به لهستان و آلمان و ايتاليا و اسپانى رفت و از آنجا عازم انگلستان گرديد . تا با جيمز اول پادشاه آن كشور قرار تجارتى منعقد كند و راهى نو براى صدور ابريشم ايران به اروپا باز نمايد و بدين ترتيب تركان عثمانى را از حقوق گمركى و عوارض ديگرى كه از مال التجارههاى ايرانى مىگرفتند محروم سازد . مسافرت رابرت شرلى به انگلستان در سال 1020 ه ( 1611 م . ) صورت گرفت و روز 23 رجب ( اول اكتبر ) همان سال به حضور جيمز اول بار يافت و نامههائى را كه پادشاه ايران در معرفى وى و خدمات صادقانهاش نوشته بود و همچنين نامههاى مربوط به پيشنهادهاى سياسى و اقتصادى دربار ايران را به پادشاه انگلستان تقديم نمود . با اين كه پيشنهادها چندان مورد موافقت بازرگان انگليسى ، كه با دولت عثمانى روابط تجارتى داشتند ، قرار نگرفت ، جيمز اول حاضر شد كه با ايران معاهدات دوستانه و قرارداد بازرگانى منعقد سازد كه حتى جانشينان دو طرف نيز به رعايت آن ملزم باشند و سپس رابرت شرلى را رتبهء شواليهء دربارى بخشيد و از اين زمان سر رابرت شرلى ناميده شد .
رابرت شرلى ، پس از يك سال و نيم اقامت در انگلستان ، عازم مراجعت به ايران شد و به فرمان پادشاه انگلستان يكى از كشتيهاى انگليسى مأمور رساندن وى و زنش به ايران گرديد .
جيمز اول علاوه بر اين ، پانصد ليره به رابرت شرلى داد و نامهاى به عنوان شاه عباس نوشته
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 231
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٢٣١