يك وجب در تصرف شما باقى نماند . از ارض روم به آن طرف قلعهء قارص و آنچه متعلق به بيگلربيگى آخسقه است با تمامى قلاع و بقاع و توابع و لواحقش همچنان در دست حكام سرحدى باقى ماند . سنور سنجاقهاى درنه و در تنك با نظر وكلاى مسّن و بىغرض و اهل وقوف تعيين گردد و قرى و نواحى كه از قديم تابع اين دو سنجاق بوده است به سنور اين دو سنجاق ادخال گردد و آنچه قرى و نواحى و قلاع و بقاع در چهار جانب است ، خواه دور خواه نزديك ، در سنور سليمان خانى وارد شود . در مورد بعضى محلهاى متنازع فيه كه از زمان جدّ مشار اليه باقى مانده است مثل هلو خان حاكم بغداد ، كه در زمان جد مشار اليه تابع و فرمانبرمان بود طبق قرار سابق مراجعت و در متابعتتان باقى بماند و من بعد مورد منع و دفع واقع نشود و كليهء قرى و قلاع كه طبق سنور سليمان خانى در دست وى بوده و غفلة ضبط نمودهاند ، اگر براى حفظ آنها اعزام افراد اقتضا نمايد ، ممانعت و مدافعت به عمل نياورند . مخلص قديمى اين آستان ، شمخال و ساير حكام داغستان مورد ضرر و گزند قرار نگيرند و اسراى طرفين كه در جنگهاى سابق و لاحق گرفته شده آزاد گردند و هر سال معادل بهاى يكصد بار ابريشم اقمشه و امتعه ارسال نمايند . مادام كه ازين عهد تجاوز و انحراف ننمايند ، اصول و اركان مصالحه و قول و قرار را مانند باز شكارى حفظ كنند و از حكام سرحدى انصراف و نقض عهد مشاهده نشود از شرايط عهدنامه عدول به عمل نخواهد آمد و من بعد از طرف وزرا و حكام سرحدى و ساير منتسبان بارگاه ما به هيچ وجه من الوجوه به ايل و مملكت شما تعرض صورت نخواهد گرفت .
بناء على هذا زبدهء شرايط عهدنامه اين است كه بر طبق شرايط معهوده بين اجدادمان ، در ممالك خودتان ، حاشا من السّامعين ، سبّ شيخين و لعن ذى النورين و قذف و طعن زوجهء مطهرهء حضرت رسول الثقلين ترك و منع شود و ساير راويان حديث خاتم النبيين و حاميان دين مبين ، اصحاب گزين و ائمهء مجتهدين ، كه هر بك مقتداى دين و والى ملك يقين هستند ، هدف تير لعن قرار نگيرند و بازرگانان
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٩١