تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
اسكندر بيك منشى « طريق ميزبانى بر وجه مرغوب مسلوك دارد . » اما بكر كه به زور سپاه قزلباش ، از جانب تركان عثمانى آسوده خاطر شده بود ، مايل نبود كه قزلباشان را به شهر راه دهد و به دست خويش بساط استقلال خود را برچيند . به همين جهت بعد از چند روز تعلّل و دفع الوقت ، سرانجام عهد و پيمان به كنار نهاده توپ و تفنگ در ميان آورد و به ناگاه باران گلوله بر سر قزلباشان ريخت . سران قزلباش بىدرنگ چادرها و بنه و سلاحهاى خويش را به جائى دور از آسيب توپ و تفنگ نقل كردند و سپس شرح ماجرى را به شاه عباس عرضه داشت كردند و قاصد در كنگاور به نزد شهريار ايران رسيد . شاه عباس بار ديگر نامهء استمالت آميزى به وى نوشت كه اگر اخلاص و همدلى ورزد ، حكومت عراق عرب همچنان به دو تفويض خواهد رفت و نامه را همراه ميرولى بيك داروغهء شتر - خان به نزد بكر فرستاد . اما بكر نه تنها نامه را نپذيرفت بلكه قصد جان ميرولى بيك نيز نمود و مير ولى به زحمت جان از معركه به در برد . شاه عباس چون مسالمت را بيهوده ديد ، عيسى خان صفوى قورچى باشى و زينل بيك توشمال باشى را به كمك صفى قلى خان به محاصرهء بغداد مأمور كرد و خود از راه زهاب در تنگ متوجه شده در غرهء ربيع الاول سال 1032 هجرى به ظاهر بغداد رسيده در حوالى مزار ابو حنيفه سرا پرده زد و بار ديگر با فرستادن قاصدى ، با بكر سوباشى اتمام حجت نمود . اما بكر فرستاده را نپذيرفته تهديد به قتل نمود . درين اثنا خبر رسيد كه حافظ احمدپاشا و حسن پاشا حاكم موصل ، بنابر استغاثه و استمداد بكر ، با پانصد سپاهى و مقدار فراوانى آذوقه و مهمات جنگى به كمك بكر مىآيند . شاه عباس ناظر بيوتات زمان بيك را به جلوگيرى از آنان فرستاد و خود با شتابى تمام نارين قلعهء بغداد را كه درويش محمد پسر بكر از آن دفاع مىنمود زير آتش توپخانه گرفت و پس از بيست روز قلعه را تصرف نمود
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 132 | عبد الحسين نوائى