نابود كردن ديگرى بود و سرانجام بكر بر حريف خود غلبه كرد و خاطر ازو بپرداخت و اموال او را تصاحب كرد و حتى چند نفر از مشايخ مزار ابو حنيفه را كه در آشكار و نهان با محمد قنبر اتفاق داشتند در دجله به كشتى نشاند و كشتى را آتش زد و سپس خانههاى ايشان را تاراج كرد .
دولت عثمانى براى فرو نشاندن آشوب بغداد ، حافظ احمد پاشا را به حكومت آن خطه فرستاد . بكر سوباشى كه در دل آرزوى حكومت بالاستقلال عراق داشت ازين خبر به وحشت افتاد و روى به جانب حكام سرحدى قزلباش آورد و من جمله نزد حسين خان حاكم لرستان كس فرستاد كه آنچه كردهام به قصد خدمت به مرشد كامل بوده است و بغداد را كه ملك موروثى شاه عالم پناه است براى او نگهداشتهام و ازين پس خدمتگزار دولت صفوى خواهم بود . حسين خان يكى از ملازمان خود را همراه ايلچى كرده آنان را به نزد شاه عباس گسيل داشت .
حافظ احمد پاشا ، همين كه به حدود دار السلام بغداد رسيد و دروازههاى شهر را بر روى خود بسته يافت ، به زودى بازگشت و از ديار بكر مراتب را كتبا به سلطان عثمانى اعلام داشت . از جانب سلطان مصطفى ، على پاشا كمانكش به ايالت بغداد انتخاب شد . بكر سوباشى اطاعت گونهاى كرد و او را به شهر راه داد . ولى اجازت دخالت در كارها به دو نداد و پاشا چند روزى بىاختيار در بغداد آمد و شدى داشت .
اما اولياى دولت ترك اين مسامحت را بر او نبخشودند و به عزلش برخاستند و يوسف - پاشا نامى را به حكومت فرستادند . يوسف پاشا در صدد آن بود كه قدرتى نشان دهد . اما بكر سوباشى كه خيالات وى را در برق چشمانش يا لحن بيانش خوانده بود ، بر او پيشدستى كرده علنا سر به شورش برداشته سپاهى بر سر يوسف پاشا فرستاده او را به قتل رسانيد .
دولت عثمانى براى قلع و قمع وى ، اين بار حافظ احمد پاشا را با سمت فرماندهى سپاه مأمور تسخير بغداد نمود و سليمان پاشا نامى را به عنوان حاكم
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٢٩