امر را بر اثر فرمان سلطان اعلام نمود . بيست روز بعد ، بار ديگر سپاهيان سر به - شورش برداشتند و مجازات احمد پاشا قائم مقام و عمر افندى و چند نفر ديگر را خواستار شدند . داود پاشا معزول شد و مره حسين پاشا به وزارت رسيد . اما ينى چريها كه او را دوست نمىداشتند تقاضا كردند كه وى بر كنار شود . سلطان آنان را مخيّر كرد كه از ميان داود پاشا و گرجى محمد پاشا و لفكلى مصطفى يكى را براى وزارت عظمى برگزينند . اما چون ينى چريها بين خود به توافق نرسيدند ، به دستور سلطان والده كه با چادر به ديدن شورشيان رفت و براى آنان نطق كرد ، لفكلى مصطفى به وزارت رسيد . اما دوران وزارت وى شش هفته بيشتر نپاييد و گرجى محمد پاشا به تقاضاى ينى چريها صدر اعظم شد .
خادم گرجى محمد پاشا كه سه بار قائم مقام بود ، روز 8 ذى الحجه 1031 ه - 14 اكتبر 1622 م . به وزارت نشست و خواست به اين آشوبها پايان دهد و براى اين منظور رجب پاشا فرماندهء ناوگان درياى سياه و خليل پاشا فرماندهء ناوگان مديترانه را احضار كرد و سفير ايران را با شكوهى تمام پذيرفت .
در خلال اين احوال ، اعمال جنون آميز از سلطان مصطفى سر مىزد و گاه سراغ برادرزادهء خود عثمان را مىگرفت و گاهى چند روز يك جا بىحركت مىنشست و به آسمان مىنگريست و اين اعمال نفرت ينى چريها را از وى زيادتر مىكرد .
با اين حال ، مردم از سپاهيان و ينى چريها كه سخت خيره سر و سركش شده بودند بيزار و ناراضى بودند و همين عدم رضايت سبب شد كه سيف اوغلويوسف - پاشا فرماندار طرابلس شام و اباظه پاشا حاكم ارز روم ينى چريها را از مناطق حكومت خود بيرون كرده سر به شورش بردارند . اباظه پاشا به ادعاى خونخواهى عثمان شهرهاى سيواس و انقره را فتح كرده اقطاعات ينى چريان را ضبط نمود .
در سال 1032 ه سپاهيان كه از شورش مردم متعاقب قتل سلطان عثمانى به تنگ آمده بودند باز سر به شورش برداشتند و از سلطان خواستند كه صريحا بگويد
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٣٥