تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
چو بينم در او از سر خشم و كين * رود همچو گنجش « 1 » فرو در زمين « 2 » 3245 سليمان و جمشيد گردن‌فراز * به جام نگين بود اگرشان « 3 » نياز « 4 » مرا طبل كين روز ناموس [ و ] نام * بسى در نظر خوش‌تر از دور جام سطرلاب زر « 5 » بهر ساعات جنگ * مرا به بود از نگينش به جنگ سلاطين دوران به خاك ادب * نهادند روى [ و ] گشادند لب كه شاها بمان تا بماند زمان « 6 » * به كامت بود گردش آسمان « 7 » 3250 مثالت فلك را دگرگون كند * عفا اللّه خلافت كسى چون كند اگر بر خلاف تو گردد سپهر * به گردن « 8 » طنابش شود « 9 » تار مهر ز خود و زره زيب و [ زيور ] « 10 » كنيم « 11 » * سر از جيب مردانگى بركنيم « 12 » تبرزين بهرام چوبين به تيغ * ستانيم در روز كين بىدريغ تبرزين و فرقش كنيم از ستيز * يكى لخت‌لخت و دگر « 13 » ريزريز 3255 پذيرفت چون داستان كوتهى * خزاين شد از درّ و گوهر تهى « 14 » به احسان « 15 » چنان گنج را سر « 16 » گشاد * كه شد نام حاتم فلك را ز ياد
هامش
( 1 ) . چ : كنجشك ( ! ) . ( 2 ) . ب : اين بيت و بيت پيشين ، پس از بيت 3247 آمده‌اند . ( 3 ) . ب : نگين‌شان بود گر . ( 4 ) . م : پيش از اين بيت افزوده است :ز بهر شرف رستم زال زر * به فرمان من گر نبندد كمر گشايم كمربند آن كينه راى * وز آن بندش گردن [ و ] دست و پاى( 5 ) . م : از . ( 6 ) . ب و م : جهان . ( 7 ) . م : پس از اين بيت افزوده است :سكندر نشانىّ و قيصر هجوم * سزد گر كنى جلوه در ملك روم اگر نيمروز است و گر ملك شام * درآور به زير نگينت تمام چو يوسف سوى مصر نه گام را * جوان كن زليخاى ايّام را چو موساى دوران گذر كن به طور * دگرباره كن طور را غرق نور چو خورشيد تابان علم برفراز * كه هم تاج‌بخشىّ و هم سرفراز( 8 ) . چ : گردون . ( 9 ) . ب : بود . ( 10 ) . ت : زينت ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 11 و 12 ) . چ : كنم . ( 13 ) . ب و د : يكى . ( 14 ) . ب : ندارد . ( 15 ) . د : بدخشان ( ؟ ) . ( 16 ) . چ : در .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 301 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى