تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
2505 به مژگان يكى رفته از ديده خواب * يكى كرده بالين عشرت خراب ز اختر چراغ آن يك افروخته * چو عينك بر آن ديده‌ها دوخته در انديشه جنگ‌آوران زمان « 1 » * كه كام « 2 » كه فردا دهد آسمان به بازو كمان بهر چابك‌روى * وز آن كرده بازوى همّت قوى يكى بر سپر قبّه كرد استوار * در آن شب مه از [ هاله ] « 3 » كرد آشكار 2510 تبرزين يكى بسته « 4 » بر زين زر * دو پيكر شد از ماه نو بهره‌ور ز تار كمند آن دگر « 5 » طرف « 6 » بست * كه سررشتهء كارش آمد به دست يكى برده از سر علم رنگ « 7 » را * زده صيقل آيينهء جنگ « 8 » را ز طوق آن دگر پرچم آويخته * بلايى ز هر سو « 9 » برانگيخته تفك‌ها چو شمع آتش‌افروز بود * بلا « 10 » را شب عيد « 11 » نوروز بود 2515 جهان ديده پيران لشكرشناس * پى جنگ افكنده طرح « 12 » اساس « 13 » يلان از ميان تيغ هندى عيان « 14 » * همه بسته در جان‌سپارى ميان « 15 » لب آراسته شاه گردون پناه * به دل‌دارى سروران سپاه يكى را شد از خود زر چاره‌ساز * كه بر خيل دشمن شود سرفراز دگر را برافراخت بر [ سر ] « 16 » كلاه * رساند از شرف فرق بر اوج ماه « 17 » 2520 يكى را ز افسر سرافراز كرد * كه مىخواست سربازيش در نبرد دگر را كرم كرد تيغ ستيز * كه در « 18 » خون دشمن شود تند و تيز يلان را بزهگير و انگشترين * قوى پنجه كرد از پى كار كين نمود از « 19 » زره كوه‌ها پرشكوه * نهاد از « 20 » زره پشت گردان به « 21 » كوه
هامش
( 1 ) . چ : دمان . ( 2 ) . چ : كارم . ( 3 ) . ت : زاله ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 4 ) . ب ، م ، د و چ : ( ه ) . ( 5 ) . ب و چ : يكى . ( 6 ) . م : طوق . ( 7 ) . ب و م : زنگ . ( 8 ) . ب : چنگ ؛ م : رنگ . ( 9 ) . ب : همايون همايى ؛ م : مويى ؛ د : مو . ( 10 ) . م و د : يلان . ( 11 ) . ب ، م ، د و چ : عيد و . ( 12 ) . د : طرح و . ( 13 ) . ب : پس از اين بيت افزوده است :ز پيران محاسن بسى كرده رنگ * كه بيند جوان خصم‌شان روز جنگ( 14 ) . م و د : عنان . ( 15 ) . د : عيان . ( 16 ) . ت : ندارد ، متن براساس م نوشته شد ؛ ب : از پر ؛ د و چ : پرّ ( سر ) . ( 17 ) . چ : جاه . ( 18 ) . چ : از . ( 19 ) . م : نموده ( از ) . ( 20 ) . م : نهاده ( از ) . ( 21 ) . د : ( به ) .