بر ايشان شد از داورى كار سخت * گريزان ز ميدان كشيدند رخت
برآراسته هردو صفّ سپاه * رسيدند هريك به ميعادگاه
شب تيره كاين شاه خورشيد چهر * فرود آمد از سبز خنگ سپهر
2490 نديدند در شب صلاح « 1 » نبرد * كه نتوان ز هم نيك و بد فرق كرد
فرود آمدند از دو جانب سپاه * چو شير ژيان سربهسر كينهخواه « 2 »
شبى كم ز روز قيامت نبود * چو روز « 3 » قيامت علامت نبود « 4 »
شبى همچو اژدر بلاى سياه * بلايى بود اژدهاى سياه « 5 »
فكند ابلق آسمان نعل پاى * كه ديگر قدم برنيارد « 6 » ز جاى
2495 فرومانده پيك سپهر از شتاب * شدش خار پا سوزن آفتاب « 7 »
نشانى ز خورشيد دوران نبود * همه ظلمت و آب حيوان نبود « 8 »
ستاده به جا « 9 » آفتاب بلند * فلك بسته پايش به چندين كمند
پلنگ فلك [ خاسته ] « 10 » بهر جنگ * گريزان شده ماه بدر از پلنگ « 11 »
چو گلخن فضاى فلك پر ز دود * چه « 12 » دودى كز « 13 » آتش نشانش نبود
2500 پى دُر ز چرخ آشنا باز مهر * به دريا فرورفت و در بر « 14 » سپهر
[ نگون دلو چرخ از طناب شهاب * كه يوسف برون آيد از چاه آب « 15 » ]
به حيرت ستاده سپهر برين * به عبرت « 16 » نظر دوخته بر زمين
ز مشعل همه چشمها بهرهمند * چو از مهر و مه « 17 » آسمان بلند
چو خورشيد تابان علم در فروز « 18 » * شب تيره را كرده « 19 » روشن چو روز
هامش
( 1 ) . چ : علاج .
( 2 ) . م : ترتيب ابيات پس از اين بيت چنين است : 2494 ، 2496 ، 2492 ، 2495 و 2493 .
( 3 ) . چ : روشن .
( 4 ) . م : اين بيت پس از بيت 2515 آمده است .
( 5 ) . ب : ترتيب ابيات پس از اين بيت چنين است : 2496 ، 2494 ، 2497 و 2499 .
( 6 ) . ب ، م ، د ، و چ : ندارد .
( 7 ) . ب : ندارد .
( 8 ) . چ : اين بيت پس از بيت 2493 آمده است .
( 9 ) . ب : پا .
( 10 ) . ت و چ : خواسته ( ؟ ) متن براساس م نوشته شد .
( 11 ) . ب : ندارد .
( 12 ) . ب : كه ؛ د : چو .
( 13 ) . د : كه .
( 14 ) . د : ( بر ) ؛ چ : رفت زير .
( 15 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب افزوده شد .
( 16 ) . چ : ز غيرت .
( 17 ) . ب ، م ، د و چ : ماه .
( 18 ) . ب ، م ، د و چ : ماه علم دلفروز .
( 19 ) . چ : ( ه ) .