تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
ز سوى دگر خصم خاقان كمين * به جنبش درآورد درياى كين « 1 » ز جنگ‌آوران قيامت شكوه * يمين و يسارش شد الوندكوه 2000 تفك افعى نيزه را گشت يار * چو مارى كه سفتش « 2 » تفك مهره‌دار « 3 » اجل را ز فرق يلان برگ بود * در آن كاسه خون شربت مرگ بود به هم برزد آن [ قوم ] « 4 » را در زمان * نگون شد علم‌هاى امن و امان فتاد اين به گرز آن دگر يك به تيغ * همه غرق در « 5 » خاك و خون بىدريغ « 6 » چو آرد ستيز اژدهاى دمان * نيابد كسى از دم او امان 2005 وز آنجا چو شير ژيان كينه‌خواه * عنان تافت بر قبلگاه سپاه شرار تفك شد به چرخ برين * كه جا تنگ بود از سپه بر زمين ز دود و شرار تفك در زمان * نمودار شد انجم و « 7 » آسمان رسيدند كوهى به فرّ و شكوه * كه از هيبتش آب شد تيغ كوه ز نعل ستوران هيجا هجوم * زمين پرهلال آسمان پرنجوم 2010 خبر يافت خاقان جم اقتدار * كه شد اژدها آفت كارزار بجنبيد با خيل انجم اساس * اساسى كزو « 8 » كرد گردون هراس به يك بار « 9 » بر دشمنان ريختند * زمين و فلك درهم آويختند « 10 » به تيغ درخشنده شيرين و چست * نشاندند الماس [ و ] ياقوت ، رُست « 11 » ز بس خون « 12 » كه تيرك زد از فرق و تن * سهيل فلك شد عقيق يمن 2015 ز جولان شيران آيين ستيز * غزالان نهادند رو در گريز كجا پشّه را « 13 » حملهء زنده پيل * چه پهلو زند چشمه با رود نيل « 14 » مشو غرّه گر اژدهايى به كين « 15 » * مبادا فسونگر بود در كمين چو صعوه به هرسو مكن جلوه‌ساز * مشو ايمن از پنجهء شاه‌باز
هامش
( 1 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت و بيت سپسين را ندارد . اين بيت‌ها تكرارىاند ( - بيت‌هاى 1969 و 1970 ) . ( 2 ) . ب : هستش ( ! ) . ( 3 ) . چ : ندارد . ( 4 ) . ت ، م و د : قول ( ؟ ) ، متن براساس ب نوشته شد . ( 5 ) . م : غرقه از . ( 6 ) . ب : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 7 ) . م : ( و ) . ( 8 ) . م : كز آن . ( 9 ) . ب ، م و د : يكباره . ( 10 ) . ب و چ : آميختند . ( 11 ) . ب : اين بيت و بيت سپسين نيست . ( 12 ) . د : ز خونى . ( 13 ) . ب ، م و د : و . ( 14 ) . چ : ندارد . ( 15 ) . ب : كمين ( ! ) .