تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ز دود تفك آسمان درگرفت * جهان را سياهىّ لشكر گرفت دهان را تفك از ستم باز كرد * درى در « 1 » وجود از « 2 » عدم باز كرد « 3 » 1980 چو مژگان و ابروى يار « 4 » از دو سوى * دليران به تير و كمان فتنه‌جوى ز جوشن گذر كرد « 5 » تير استوار * چو از پردهء گل نسيم بهار « 6 » سنان و سپرها كه در كار بود * چمن‌هاى كين را گل و خار بود فدايىوش الوند رستم مصاف * برآورد « 7 » شمشير تيز از غلاف سياهى به او بر دل و كينه‌جوى * به سوى يمين سپه كرد « 8 » روى « 9 » 1985 بلرزيد بر خود سپهر بلند * زمين شد گريزان ز نعل سمند « 10 » [ زمين از روارو بدان « 11 » سان شتافت * كه هرچند گرديد چرخش نيافت ] « 12 » شد آيينه‌رويى هر « 13 » سر علم * زد از « 14 » طابق النّعل دم كمند هزبران در آن انقلاب * چو گيسوى خوبان پر از پيچ و تاب ز و الا سر نيزه رخشان شده * نهال كليم آتش‌افشان شده 1990 به تيغ و سنان پردلان در ستيز * چو خوى پرى پيكران تند و تيز چو سدّ سكندر يلان كينه‌خواه * ببستند بر خيل يأجوج راه نرفتند از آن سيل غرّان ز جاى * فشردند چون كوه البرز پاى ستادند گردان آيين مصاف * بجنبيد از آن [ زلزله ] « 15 » كوه قاف چو دانست الوند دريا شكوه * كه از سيل هامون بجنبيد كوه 1995 عنان‌تاب از آنجا به سوى يسار * برانگيخت از خاك ميدان غبار ز شيرآزمايان فولاد چنگ * جهان بيشه‌اى « 16 » پر ز شير و پلنگ شد از تيرك خون پير و جوان * چمن‌هاى كين « 17 » سربه‌سر ارغوان
هامش
( 1 ) . د : بر . ( 2 ) . چ : و . ( 3 ) . ب ، م ، د و چ : اين بيت پس از بيت 1982 آمده است . ( 4 ) . چ : وى . ( 5 ) . ب و د : كرده . ( 6 ) . ت : نسيم از بهار ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 7 ) . ب : آورده . ( 8 ) . ب و چ : كرده . ( 9 ) . چ : لت‌هاى اين بيت پس و پيش شده است . ( 10 ) . چ : زمين شد ز نعل سمندان بلند ( ! ) . ( 11 ) . م و چ : بدين . ( 12 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب افزوده شد . ( 13 ) . ب ، م ، د و چ : مه . ( 14 ) . م : زده ( از ) . ( 15 ) . ت : زلزله در ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 16 ) . ب : بيشه شد . ( 17 ) . د : رنگين ( ! ) .