شكستند جام مى لاله رنگ * طلب كرد « 1 » خودِ زر از بهر جنگ
در عيش شد بسته بر خاص و عام * چو درهاى ميخانه ماه « 2 » صيام « 3 »
مغنّى بريد از غضب تار چنگ * كه سازد كمند و كند ساز « 4 » جنگ
تهى كرده قالب نى « 5 » دلنواز * دهانش ز شوق لب يار باز
1470 غجك ناتوان در غم گلرخان * ازو « 6 » پوستى مانده بر استخوان
صراحى شد از غلغل مى خموش * ز مى [ خون ] « 7 » ساغر درآمد به جوش
نى از نغمهسازى فراموش كرد * زبان در دهن برد و « 8 » خاموش كرد
نهادند ديباى چين و فرنگ * فكندند در بر زرههاى جنگ
همه « 9 » طوقها قامت آراستند * به « 10 » آهنگ كين از زمين خاستند
1475 فلك با « 11 » زمين در عتاب و ستيز * كه روز ستيز است ، از جاى خيز
به خيل و حشم شاه گردن « 12 » فراز * روان شد ز جا همچو عمر دراز
برون راند رخش ظفر ز آن ديار * نبى شد « 13 » براق سعادت سوار
ظفر همعنان ، دولتش همركاب * جمالش مه و « 14 » طلعتش « 15 » آفتاب
[ چو ] « 16 » فتح و ظفر از يمين و يسار * دوان در ركابش شه [ و ] شهريار
1480 شتابان چو باد سحر مىگذشت * ز تير نظر تيزتر مىگذشت
كسى گر گشادى كمان بىدرنگ * به دوش از قفايش رسيدى خدنگ
اگر « 17 » [ بگذرى ] « 18 » سوى دشمن چو برق * نيارى زدن تيغ كينش به فرق
ستوران رعنا به ره جلوهگر * ز عمر گرامى شتابندهتر
به كوه ار رسد گِردشان گاه دو * برد كوه از باد صَرصَر گرو
هامش
( 1 ) . ب ، د و چ : كرده .
( 2 ) . چ : روز .
( 3 ) . ب : اين بيت و بيت سپسين نيست .
( 4 ) . چ : كار .
( 5 ) . ب و د : مى ( ! ) .
( 6 ) . م : از آن .
( 7 ) . ت : جوش ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 8 ) . م : برده ( و ) ؛ چ : ( و ) .
( 9 ) . ب : بر .
( 10 ) . ب : بر .
( 11 ) . چ : بر .
( 12 ) . د و چ : گردون .
( 13 ) . ب : شده بر .
( 14 و 15 ) . ب : ( و ) ، ( ش ) ( ! ) .
( 16 ) . ت : چه ( ! ) متن براساس ب نوشته شد .
( 17 ) . ب : كه گر .
( 18 ) . ت و د : نگذرى ( ؟ ) متن براساس ب نوشته شد .