تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
290 طفيل قدومش رياض نعيم * بر او « 1 » منكشف حال خلد و جحيم به فرمان حق روز و شب كردگار * بود حكم او حكم پروردگار خضر تشنهء فيض « 2 » انعام اوست * مىِ زندگى جرعهء جام اوست زلال خضر گرچه جان‌پرور است * نم چشمهء « 3 » ساقى كوثر است چو شيطان بدانديش او « 4 » هركه هست * گرفتار « 5 » لعنت ز روز الست 295 [ پذيرفته ] « 6 » خاك درش جبرئيل * زده آب از چشمهء سلسبيل اگر سلسبيل است اگر « 7 » كوثر است * سبيل در « 8 » آل پيغمبر است فروغى كه خورشيد انور گرفت * ز رخسار آل پيمبر گرفت چو صبح منير از افق سر زند « 9 » * دم از مهر « 10 » آل پيمبر زند « 11 » چمن را كمال « 12 » از جمال عليست * جمال گل از رنگ آل عليست « 13 » 300 به دهر آنچه هست از خفىّ و جلى * طفيل على دان و آل على دو سلطان كه فخر بنى آدمند * جهان را سر و سرور « 14 » عالمند حسين و حسن آن دو فرّخ سرشت * دو نخل گلستان باغ « 15 » بهشت دو سرو سرافراز باغ دلند * دو نورند [ و ] چشم و « 16 » چراغ دلند « 17 » دو مهرند و نور مه « 18 » انجمند « 19 » * دو چشمند و در چشم جان « 20 » مردمند « 21 » 305 دو صبح سعادت ز روشن‌دلى * يكى چون نبىّ و يكى « 22 » چون ولى
هامش
( 1 ) . م : بود . ( 2 ) . چ : فضل . ( 3 ) . چ : نم از چشمهء . ( 4 ) . ب : از . ( 5 ) . م : سزاوار . ( 6 ) . ت ، د و چ : به پر ( ! ) ؛ م : به سر ( ! ) متن براساس ب نوشته شد . ( 7 ) . د : و گر . ( 8 ) . م ، د و چ : ره ( ! ) . ( 9 ) . د : زده . ( 10 ) . چ : ز صبح منير آن افق سر زند / دم از اهل . ( 11 ) . د : زده . ( 12 ) . م : كمال چمن . ( 13 ) . م و د : اين بيت با بيت پيشين پس و پيش شده است . ( 14 ) . د : سراسر در . ( 15 ) . د : باغ و . ( 16 ) . م : ( و ) . ( 17 ) . د : مخدوش است [ دو نورند و چشم و در چشم جايى ( ! ) ] . ( 18 ) . د : همه . ( 19 ) . ب : ارجمند . ( 20 ) . م : چون . ( 21 ) . چ : به جاى اين بيت و بيت پيشين ، آمده است :دو سرو سرافراز باغ دلند * دو نورند در چشم جان مردمند( 22 ) . ب ، م و د : ديگرى .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 149 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى