تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
[ بيا ساقى از جام فيض رسول * به من جرعه‌اى ده كه هستم ملول ] « 1 » به يك جرعه‌ام كن چنان سربلند * كه گردم ز معراج او بهره‌مند مغنّى برآر از حصار « 2 » آن « 3 » خروش * كه آرد حصار فلك را « 4 » به جوش ز اوجم سرود وفايى رسان * ز معراج قانون نوايى رسان

صفت شاه [ مردان ] و شير يزدان كه محبّت او اصل ايمان [ است و واسطهء اخلاص از عذاب نيران ] « 5 »

260 بيا قاسمى ساحرى ساز كن * در گنج انديشه را « 6 » باز كن قلم را چنان در سخن كن علم * كه احسنت خيزد ز لوح و قلم جهانى « 7 » كن از گوهر شاهوار * به مدح على شاه دلدل‌سوار امان را ضمان و زمان را امام « 8 » * وصىّ پيمبر « 9 » عليه السّلام خليلى كه نار ازل نور اوست * كليمى كه كتف نبى طور اوست 265 امير عرب شهريار « 10 » عجم * وصىّ نبى شاه مولد حرم از آن كعبه شد قبله‌گاه سجود * كه آنجا على آمد اندر وجود ز ناف زمين نافه‌اى شد پديد * كه عطرش « 11 » به اطراف عالم رسيد مَلك را شد آدم از آن قبله‌گاه * كه تابنده بود از رخش نور شاه به او داد « 12 » بىچون ز نور « 13 » الست * به غير از نبوّت دگر هرچه هست 270 نبودى اگر خاتم انبيا * كه بودى نبى جز شه اوليا صف اوليا را زبردست اوست * سزاوار وحى « 14 » ار كسى هست اوست دلش پر ز الهام ربّ جليل * چه غم گر نيامد به او جبرئيل
هامش
( 1 ) . ت : ندارد ، متن براساس ب نوشته شد . ( 2 ) . د و چ : جهان . ( 3 ) . م : برآور از آن‌سان . ( 4 ) . م و د : كه آرد فلك را چو دريا . ( 5 ) . م : ندارد ؛ ب : منقبت شير يزدان و شاه مردان كه حجّت اصل ايمان و وسيله خلاص از عذاب نيران است عليه افضل التّحيّه من الرّحمن ؛ د : منقبت شير يزدان شاه مردان كه محبّت او اصل ايمان و واسطه خلاص از عذاب نيران است عليه التّحيّه من الرّحمن ؛ چ : صفت شير يزدان شاه مردان كه محبّت او ايمان و واسطهء اخلاص از عذاب نيران است عليه التّحيّه من الرّحمن . ( 6 ) . م : ( را ) . ( 7 ) . ب ، م ، د و چ : جهان بر . ( 8 ) . م : امان ( ! ) . ( 9 ) . م : اخىّ محمّد ؛ د : وصىّ محمّد . ( 10 ) . د : شهسوار . ( 11 ) . م و د : بويش . ( 12 ) . م : داده . ( 13 ) . م و چ : ز روز ؛ د : به روز . ( 14 ) . ب ، م ، د و چ : روح .
شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 147 | قاسمى حسينى گنابادى / جعفر شجاع كيهانى