تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شاه اسماعيل نامه ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
منجّم كه خود را نداند ز عيب * كجا آگهى يابد از سرّ غيب نباشد چو آگه ز كار زمين * چه داند كسى حال چرخ برين بد و نيك چيزى كه پيدا بود * چو بينى درو « 1 » مصلحت‌ها بود 20 مبين « 2 » تيره‌شب را چو گيسوى حور * كش از پى شود عالمى غرق نور وجود [ و ] عدم نيك و بد ملك اوست * دو عالم دو حرف از سر كلك اوست مبرّا ز نيك و ز بد آدميست * نه دانش فزونى . . . « 3 » بود . . . وحدتش روزگار * كه دارد دو شاهد ز ليل و نهار بود حجّتى بر كمالش سپهر * از آن شد مسجّل به توقيع مهر 25 ازو « 4 » شد مزيّن در اين كهنه‌فرش * ز خلخال قُوس قُزَح ساق عرش فلك بر سر خوان احسان اوست * دو چشم از « 5 » مه و مهر بر خوان اوست ز صُنعش در اين دير ديرينه سال * درِ آسمان حلقه ديد از هلال در اين بزم دلكش ز تار شهاب * كند چنگ ناهيد را بهره‌ياب بود بارگاه جلالش سپهر * بر او « 6 » قبّه از كوى زرّين مهر 30 بود نامهء صنع او روزگار * سواد و بياضش ز ليل و نهار ازو « 7 » يافته منشى چرخ پير * ز خورشيد [ و ] مه عينك دلپذير « 8 » ورق‌هاى اين « 9 » صفحه لاجورد * ز قُوس قُزَح جمله شيرازه كرد ز خاراى سنگين به كوه بلند * دهد لطف از « 10 » خلعت ارجمند به شمع هلال « 11 » از شفق ماه « 12 » سال * دهد در شب تيره فانوس آل 35 كند ز ابر نيسان شترها قطار * ز برق درخشان كشد در مهار به ناهيد چنگى در اين بزمگاه * دف از هاله داده جَلاجِل ز ماه در اين منزل از رشتهء آفتاب * دهد خيمهء آسمان را طناب عُطارِد كه منشىّ نُه دفتر است * شهابش به كف [ خامهء ] « 13 » او « 14 » زر است
هامش
( 1 ) . م : در آن . ( 2 ) . ب : نبين . ( 3 ) . ب : از اين بيت تا بيت 62 نيست . ( 4 ) . م : از آن . ( 5 ) . م : ( از ) . ( 6 ) . م : بر آن . ( 7 ) . م و د : از آن . ( 8 ) . چ با اين بيت شروع شده است . ( 9 ) . د : آن . ( 10 ) . م و چ : او . ( 11 ) . د و چ : فلك . ( 12 ) . م ، د و چ : ماه و . ( 13 ) . ت و د : خانه ( ! ) براساس م نوشته شد . ( 14 ) . چ : از .