بودن سپاه عثمانى به آتش توپخانه سپاه ايران را مغلوب و منهزم كرد . شاه اسماعيل با 300 نفر به تبريز گريخت و از آنجا به درگزين در عراق رفت 15 . سلطان سليم فاتحانه تبريز را در 15 رجب 920 گشود امّا بيش از يك هفته در آنجا نماند و « مردم تبريز تركان او را آزار نمودند و او آخر مجبور شد از خاك ايران خارج شود ، و گرفتارىهايى كه در خاك بالكان براى او پيش آمد سبب شد تا دوباره مجال توجّه به ايران نيايد » 16 .
شاه اسماعيل نيز پس از دو هفته از خروج تركان عثمانى دوباره شهر را متصرّف شد و ميرزا شاه حسين اصفهانى را به عنوان وكيل برگزيد 17 . صاحب جهانگشاى خاقان 18 دربارهء شمار تلفات جنگ چالدران گويد : « در آن روز هولناك پنج هزار كس از طرفين كشته شده بودند ؛ سه هزار رومى و دو هزار قزلباش العلم عند اللّه و العهدة على الرّاوى » .
سرور 19 اين آمار را صحيح نمىداند و شمار كشتهشدگان را بسيار بيشتر حدس مىزند .
چهار نامه از سلطان سليم به شاه اسماعيل در دست است 20 از بررسى آنها نكات قابل تأمّلى به دست مىآيد . لحن نامهها به سبب دشمنى سليم به شاه ايران آمرانه و توهينآميز است . دو نامهء اوّل به فارسى نوشته شده است و سلطان عثمانى با مقايسه و تشبيه ، خود را همانند پهلوانان و شاهان محبوب ايران اساطيرى دانسته و در عوض شاه اسماعيل را به ضحّاك و افراسياب مانند كرده است . نامههاى سوم و چهارم به تركى است كه اين خود علاوه بر لحن توهينآميز نامهها ، توهينى ديگر بود ؛ « هرگاه سلاطين عثمانى قصد اهانت و تحقير داشتند نامه را به زبان تركى مىنوشتند » 21 . از اين نامهها علاوهبر مسائل سياسى مىتوان به نفوذ زبان و ادبيّات فارسى در عثمانى آن روز به خوبى پى مىبرد .
متن دو نامهء فارسى سلطان سليم به شاه اسماعيل چنين است :
نامهء ( 1 )
بسم اللّه الرحمن الرحيم قال اللّه الملك العلام :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ 22
.
فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ أَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ 23
. اللّهم اجعلنا من الهادين المهتدين غير المضلّين و لا الضّالين و صلى اللّه على سيّد العالمين محمّد المصطفى النّبى الامين و آله و صحبه اجمعين .