سركشى كرد امّا بعد به حضور شاه رسيد و عذر خواست . شاه اسماعيل وى را ملقّب به مظفّر سلطان كرد و دخترش را در 926 ق به همسرى وى درآورد . 3 قاسمى در بيتى اشاره به آن دارد كه شاه به سمت گيلان تاخت و حاكم آن ديار را از حكومت برانداخت :
به گيلان سمند ظفر تاختم * عدو را ز سر افسر انداختم
( 3520 )
كه با توجّه به آنچه گفته شد ، حاكم گيلان با تسليم خود ، بر حكومتش باقى ماند .
ب ) نبرد با شير صارم كرد
شير صارم كرد پسر سيف الدّين ، حاكم ناحيهء مكرى در كردستان بود 4 شورش و تعدّى وى به مرزهاى آذربايجان سبب شد تا شاه تعدادى از سرداران خود را براى سركوبى وى گسيل كند . ( 912 ق ) قزلباشان « مملكت ايشان را غارت نموده ، جمعى كثير از آن گروه بىايمان ، به تيغ بىدريغ گذرانيدند » 5 . شير صارم كه به همراه نيروهايش به كوه گريخته بود با شنيدن قتل عام مردمان خود از مخفيگاهش بيرون آمد و به سختى با قزلباشان نبرد كرد و بسيارى از آنان را كشت و آنها را متوارى كرد . در اين پيكار عبدى بيك شامو ، داماد شاه ، و سارو على مهردار كشته شدند 6 .
ج ) فتح خوزستان و تنبيه غلات هويزه
منظور از غلات ( جمع غالى ) كسانىاند كه در عقايد مذهبى غلو مىكنند و از حدّ درمىگذرند 7 . غلات هويزه مشعشعيان يا آل مشعشع بودند كه از 845 تا 914 ق به استقلال در هويزه و نواحى مجاور حكومت مىكردند . مؤسّس امارت و فرمانروايى مشعشعيان محمّد مشعشع بود كه از حدود 840 ق به دعوى مهدويّت برخاست و نام خاندان منسوب به اوست 8 شاه اسماعيل پس از فتح بغداد براى انقياد مشعشعيان به هويزه رفت و با رئيس اين خاندان ، كه در اين زمان سلطان فيّاض بود ، نبرد كرد و او را كشت و به استقلال آنان در سال 914 ق پايان داد 9 .
د ) سركوب حاكم لرستان
شاه اسماعيل در زمانى كه براى سركوبى مشعشعيان عازم هويزه بود ، سپاهى را به فرماندهى امير نجم رشتى و همراهى دو تن از صوفيان لاهيجان ، بيرام بيگ قرامانى و