فرستادهاى از خراسان رسيد * شتابانتر از باد نيسان رسيد
قدم سوى نوّاب شه زد نخست * ز كان سوى گنج گهر راه جست
كه توران زمين باز شد فتنهخيز * گذشت از ثريّا عنان ستيز
رسيدند خانان توران زمين * به آهنگ ميدان چو شير غرين
از آن خيل شيرافكنان دلير * سمرقند بيشهاى پر ز شير
از آن قصّه خاقان جم اقتدار * برآشفت چون زلف مشكين يار
امير زمان نجم ثانى كه بود * سرا پردهاش آسمان كبود
به او داد خيلى ز اندازه بيش * جدا كرد سيلى ز درياى خويش
( 3871 - 3879 )
قاسمى در سرودهاش ، همچنين ، به واقعهء صحراى قرشى اشاره كرده و بىآنكه ذكرى از كشتار آن سامان كند به فتح قاطعانهء امير نجم اشاره كرده است . محاصرهء قلعهء غجدوان كه به شكست و انهزام و كشته شدن امير نجم انجاميد از نكات ديگر در سرودهء قاسمى است و سرانجام داستان ، مرعوب شدن دشمن و گريختن از مهلكهء نبرد است كه منجر به فتح خراسان مىشود :
به جنبش درآمد جهان ز آن سپاه * تزلزل به تورانيان برد راه
چو ديدند خانان گردن فراز * كه آن شير آمد سوى بيشه باز
چو شيران همه بيشه پرداختند * به آهنگ توران فرس تاختند
شد از مقدم شاه فرّخ سرشت * خراسان زمين رشك باغ بهشت
ازو يافت ملك خراسان نظام * درآمد به زير نگينش تمام
( 3985 - 3989 )