نامهاى ديگر از شيبك خان در دست است كه شاه ايران را « داروغه » خطاب و با لحنى تند وى را تحقير كرده است . متن اين نامه ، كه به دست امير كمال الدّين حسين ابيوردى به شاه اسماعيل رسيده ، چنين است :
نامهء ( 3 )
اسماعيل داروغه به عنايت بىغايت بلانهايت سلطانى شرف اختصاص يافته بداند كه تدبير امور ملكدارى و تسخير بلاد و تقميع اعادى و تكثير افياض بدايع خير آثار و رونق بقاع خير جانافزا را از عهد ازل ، فيّاض لم يزل به قبضهء اقتدار و انامل اختيار جدّ بزرگوار سعيد شهيد ، طاب اللّه ثراه و جعل الجنّه مثواه تقويت فرمود و سرير عدالت و مرحمت در بارگاه رفعت و عطوفت پناه جهان پناهى به خطبهء سياست ما قيام يافته و سكّهء شيرمردى در خراب خانهء دليرى و فيروزى به القاب همايون ما موشّح گشته و صداى امامت و نداى خلافت از هاتف غيب به ما رسيده پس به دليل ، معلوم مىشود از قول حضرت رسول ( ص ) كه فرمود الولد سرّ ابيه مقرّر است كه ميراثى كه از پدر مانده به پسر مىرسد و مستحق و سزاوار اولاد است و ديگرى از روى اصطلاح عقلى آنكه چون شب ظلمانى پيدا شد و ستارگان در آسمان پديد آمد به تخصيص سهيل از محلّى كه طلوع نمود يك نيزه تقريبا از سر كوه برآيد و رنگ خود را زرد نموده ساعتى بلرزد . از هيبت طلوع نمودن آفتاب ، چون صبح صادق دميدن گيرد به همان محل كه برآمده فرورود و همچنين از ظهور ما از جانب مشرق و طلوع او از حدّ مغرب ، از طلوع سهيل و آفتاب قياس كنند .
ديگر آنكه چون زيارت مكّهء معظّمه زادها اللّه شرفا و تعظيما ركنى از اركان اسلام است و فرض بر همهء مسلمانان ، بايد كه تمامى راههايى كه متعلّق به كعبهء معظّمه است ساخته و پرداخته آيد كه عساگر نصرت مآثر داعيه نمودهاند كه به زيارت مشرّف شوند . سيورسات و پيشكش طيّار نمايد و سكّه به القاب همايون ما در ضرّابخانه موشّح سازد و در مساجد هر جمعه القاب جهانگيرى ما در خطبه خوانده شود و خود متوجّه پايهء سرير اعلى گردد و الّا اگر از حكم همايون ما ، نفذه اللّه تعالى فى مشارق الارض و مغاربها ، عدول و انحراف و تمرّد و انصراف ورزد فرزند دلبند ارجمند سعادتمند ، داراى سلطنت و جهاندارى ، مبارز ظفر اقتدارى ، سياوش كاوس هوش ، چنانكه وارد است ، نظم :
جوان و جوانبخت و روشنضمير * به دولت جوان و به تدبير پير
به دانش بزرگ و به همّت بلند * به بازو دلير و به دل هوشمند