آموزى كردند . در اثناى اين حال غازان خان درگذشت « 1 » و شاه جهان از تهديد ايمن شد ، جملهء وزراء و ندما از او آزرده شدند ، اول چاق « 2 » اولجايتو سلطان « 3 » او را باردو خواندند و گناهها بر او ثابت كردند و چون هنوز كودك بود بخونش بخشودند و دولت براق حاجب منقرض شد » .
ص 98 س 1 - بعد از آن [ بعد از سال 715 ] بمدتى اندك آن امير فاضل نواز [ يعنى ايسن قتلغ ] با اكثرى از معاصران . . . متوفّى و مندرج شدند . . .
وفات امير ايسن قتلغ در هجدهم شعبان سال 718 فجأة در راه اران اتفاق افتاده است ( تاريخ گزيده نسخهء خطى و ذيل جامع التواريخ حافظ ابرو ص 58 ) .
ص 99 س 15 - غزنين ؟ در نسخه همچنين است ولى ذكر غزنين در اينجا بيمناسبت به نظر مىرسد و قريب بيقين است كه در نسخه تحريفى روى داده .
ص 101 س 28 - با عساكر جرار در زنجان مصاف دادند ، غرض جنگ جمعى از امراى مخالف ابو سعيد است با او و امير جوپان كه در تاريخ 24 جمادى الثانيهء سال 719 در محل ميانه اتفاق افتاد و مخالفين مغلوب و ابو سعيد ببهادر خان ملقب گرديد ( رجوع كنيد بتاريخ وصاف ص 642 و ذيل جامع التواريخ ص 100 - 104 و تاريخ مغول تأليف نگارنده ص 332 - 333 )
ص 103 س 24 - و من انقرض فادح و سمابيت ابتلا ؟ اين جمله كه به كلى در نسخهء اصل تحريف شده هيچ مفهوم نيست ، شايد صورت اصلى آن : « مرا قرض فادح و شآبيب ابتلا . . . » بوده است .
آخر حواشى و ملاحظات
هامش
( 1 ) - در 11 شوال 703
( 2 ) - بمغولى يعنى عهد و زمان
( 3 ) جلوس اولجايتو در 15 ذى الحجه از سال 703 است .