لغات و اصطلاحات غريبه يا خارجى
آل و آل تمغا 65 ، 79 ، 89 ، يعنى مهرى كه خان بپاى فرمانهاى خود بمركب سرخ يا زرين مىزده .
اختا 41 ، يا اخته بمعنى حيوان خصى شده است مخصوصا اسب .
اخيافى 68 ، عربى است بمعنى كسى كه با ديگرى از يك مادر و دو پدر باشند در مقابل اعيانى كه از يك پدر و يك مادرند .
اروغ 5 ، يعنى مجموع فرزندان و اقربا و كسانى كه از تيرهء يك خان بودند .
اسراميشى 35 ، 107 ، بمعنى نگه دارى .
اشقاص 39 ، جمع شقص بكسر شين عربى است بمعنى نصيب و پارهاى از هر چيز و در اينجا قطعه زمين مقصود است .
الوس 56 ، طايفه و رعايا و كليهء مردم مطيع امر يك خان ، و الوس اربعهء چنگيزى بمعنى تمام مردمى بوده است كه پس از مرگ چنگيز تحت امر چهار پسر او قرار گرفتند .
اوتوك 56 ، 61 ، يعنى عرض حال .
اورتاق 41 ، يعنى شريك و رفيق در تجارت و تاجر و بازرگان .
ايراختا يا ايراخته 67 ، يعنى دوستان و ياران .
ايغاق 84 ، 97 ، 98 ، يعنى سخن چين و نمام .
ايلى 25 ، يعنى قبول فرمان و اطاعت خان و ايل يعنى مطيع و اهل در مقابل ياغى كه بمعنى سركش و غير مطيع است .
ايناق 33 ، 99 ، مصاحب و مقرّب درگاه و ايناقى منصبى كه به اين قبيل مردم داده مىشده
اينجو 50 ، 61 ، 64 ، يعنى املاك متعلق بخان يا ديوان مانند خالصه .