تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
راه نبهره 14 يعنى راه پوشيده و پنهان . زگ 24 ، فارسى است بمعنى كدورت و شعاع مخصوصا نور ماه . سپر گاو 29 ، سپرى كه از چرم گاوميش مىساختند براى حمله بحصارها و قلاع . سختيان 88 ، يعنى پوست بز دباغى شده . سكور 89 ، بمعنى چتر و سكورچى چتردار است . سلغر سلطان 19 لقب عمومى اتابكان سلغورى فارس . سنقور 59 ، 79 ، 89 همان شنقار يعنى پرندهء شكارى . سوسون 57 ، 59 در اينجا بمعنى آبدارخانه است . سيورغاميشى 28 ، 107 بمعنى واگذاشتن ملكى به كسى است تا از عايدات آن بهره بردارد و آن ملك را سيورغال مىگويند و سيورغال مجازا بمعنى احسان و بخشش نيز آمده همچنانكه سيورغاميشى بمعنى احسان كردن و بخشيدن معمول بوده . شقراق 91 عربى است بمعنى پرندهء سبزه قبا و مجازا به علت رنگهاى مختلف بال اين حيوان بمعنى تلون نيز استعمال شده . فرايص 79 جمع فريصه و آن قطعه گوشتى است ما بين شانه و پهلو يا شانه و پستان كه در موقع ترس بلرزه در آيد . قاين 47 ، 52 مخفف قاين آتا يعنى پدر زن . قرانغما 84 مهرخان كه با مركب سياه در پاى فرمانها زده ميشد . قشلاميشى 54 يعنى بسردسير يا قشلاق رفتن . قوريلتا 75 يعنى شورائى كه خان مغول در آن شاهزادگان و اقرباى خود را براى شور در امور مهمه و لشكركشيهاى بزرگ احضار مىكرده . قوما 31 ، يعنى همخوابه .