سعد الدين محمد ساوجى داخل شده و در سال 703 با يكى از امراى مغول بتدبير امور فارس بشيراز مأموريت يافته بوده است ( وصاف ص 438 ) .
ص 92 س 28 - 30 ، ذكر خواجه زين الدين ماسترى و شهاب الدين مباركشاه ساوى كه نيز از نواب خواجه سعد الدين بودند و با او در يازدهم شوال 711 بقتل رسيدند سابقا گذشت .
خواجه زين الدين ماسترى بانى بقعهء نور الدين عبد الصمد بن على اصفهانى نطنزى عارف معروف متوفّى سال 699 است كه آن را اين وزير بسال 707 در نطنز ساخته و هنوز نيز بر پاست و آن دو كتيبه دارد به همين تاريخ كه از آن نام اين خواجه و نام پدر و جدّ او واضح مىشود ، قسمتى از يكى از آن دو كتيبه اينست :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم امر بعمارة هذه البقعة الميمونة المباركة الصاحب المعظم وزير ممالك العالم المشيد مبانى الخيرات المتوسل الى اللّه بانواع القربات اضعف عباد اللّه المفتقر الى رحمته و رضوانه خواجه زين الدنيا و الدين شرف الاسلام و المسلمين خليفة بن الحسين بن على الماسترى . . . الخ « 1 » » .
ص 93 س 20 - ركن الدين بكرانى رفيعى ، وى از خاندان مشهور بكرانى و پسر رفيع الدين بكرانى ابهرى سابق الذكر است . صاحب تاريخ گزيده كه با او معاصر و دوست بوده در حق او چنين مىنويسد : « عالمى است متقى ، اشعار خوب دارد اين ضعيف را به دو اعتقاد تمامست بوقت آنكه از او نسخهء ديوانش خواستم اين قطعه به دو فرستادم :
جهان فضل و هنر جان نطق ركن الدين * زهى نظير تو چشم زمانه ناديده
معانى سخنان تو در لباس بيان * چون جان نمايد در جسم و نور در ديده
هامش
( 1 ) - مجلهء آثار ايران جزوهء اول صفحهء 92 - 94