آنجا راندند ليكن برادر دوم سيف الدين تهمتن يعنى ركن الدين مسعود برادر را با زن و دو خواهرش در 689 بغدر كشت و خود امير هرموز گرديد و در اين توطئه برادر سوم مسعود تركانشاه نيز با وى همدستى داشت .
ص 66 س 6 - بعد از اين قطعه نسخهء استانبول اين عبارات را اضافه دارد :
« و ايضا من نفثات سحر كلامه فى حق المصنف :
اى صاحبى كه طنطنهء صيت فضل تو * اقطار ملك شهرت و تحسين گرفته است
بكر هنر كه پرده نشين ضمير تست * هوش و خرد ز خلق بكابين گرفته است
از معجز بلاغت ؛ طرز سخنورى * كلك شكر نثار تو شيرين گرفته است
ص 75 س 14 - نظام الدين وجيه الاسلام يحيى ، وى پسر خواجه وجيه الدين زنگى بن خواجه عز الدين ابو الطيب طاهر بن زنگى فريومدى خراسانى است كه مدتى نيابت امروز نوروز را در خراسان داشته و بالأخره پس از قتل امير مزبور بدستور غازان خان در عاشوراى سال 702 در قريهء يوزآقاج از توابع هشترود آذربايجان بقتل رسيده است ( براى احوال او خاندانش رجوع كنيد بمجلهء يادگار سال پنجم شمارههاى 6 - 7 و 8 - 9 و تاريخ مبارك غازانى چاپ يان صفحات 20 و 32 و 104 و 140 - 141 . )
ص 75 س 15 - ايلچيان فرستاده بجانب هرموز ، چنان كه سابقا گفتيم ركن الدين مسعود بن محمود در سال 689 پس از قتل برادر خود سيف الدين نصرت بامارت هرموز نشست ليكن چون ظالم و بد سيرت بود به زودى مردم از دست او بتنگ آمدند و با يكى از غلامان سيف الدين نصرت كه بهاء الدين اياز نام و به علت انتسابش بسيف الدين نصرت مشهور باياز سيفين بود همدست شدند و از قلهات كه مقر حكومت او بود با لشكريانى بر سر مسعود تاختند و مسعود را شكست دادند و او در سال 692 بكرمان گريخت و در آنجا باميد برگشتن بسلطنت ايام را بسر مىبرد .
اگر چه مؤلف سمط العلى در باب وقايع بعد از شكست ركن الدين مسعود