ذى القعده سال 672 رجوع كنيد بتاريخ گزيده ص 818 و مجمع الفصحاء ج 1 ص 234 و هفت اقليم در ذيل زنجان ( اقليم چهارم ) .
ص 49 س 22 ، از آنجا متوجه دهلى شد و مدّت ده سال موقوفوار در كوشكى بماند ، اگر چه در متن مدت ده سال دارد ولى در جامع التواريخ رشيدى ( ص 552 از چاپ بلوشه ) اين مدت را « قريب پانزده سال » مىنويسد و از شرحيكه ذيلا بيايد معلوم خواهد شد كه حق با مؤلف جامع التواريخ است .
تاريخ حركت سلطان حجاج از كرمان بسيستان و از آنجا بهند درست معين نيست . امر مسلم اينست كه او مدتى بعد از سال 668 كه در آن سال اين پادشاه در ركاب اباقا در خراسان با براق جنگيده ( رجوع كنيد بصفحهء 46 - 47 از متن ) از كرمان بعزم سيستان و هندوستان بيرون رفته است .
مؤلف تاريخ سيستان در ذيل تاريخ سالى كه بدرستى تصريح نشده در ضمن وقايع بعد از سنوات 673 - 675 چنين مىنويسند : « آمدن سلطان مظفر الدين حجاج از كرمان و التجا ساختن به خدمت خداوند ملك معظم نصير الحق و الدين و يك سال در سيستان مقام كردن و اعزاز و اكرام در حق او فرمودن و باستبداد رأى عزيمت هندوستان كردن و رفتن هم درين سال » .
بلافاصله مؤلف تاريخ مزبور از آمدن اباقا بهرات گفتگو مىكند و چون آمدن اين پادشاه بهرات چنان كه از منابع ديگر مىدانيم بسال 676 اتفاق افتاده پس مسلما آمدن سلطان مظفر الدين حجاج يك سال قبل از اين واقعه يعنى در 675 رخ داده بوده و از آنجا كه برگشتن و مردن او در راه بتصريح سمط العلى در ذى الحجه 690 صورت گرفته پس فاصلهء بين رفتن او از سيستان بهند و باز آمدنش همان پانزده سال يا قريب به آن مىشود و اين مدت مطابق است با قول خواجه رشيد الدين در جامع التواريخ كه نزديك بپنج سال با قول صاحب سمط العلى فرق دارد . مؤلف سمط العلى اقامت آن سلطان را در سيستان شش ماه و صاحب اين قسمت از تاريخ سيستان يك
سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: عباس إقبال آشتياني
ص١٢٤