تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سمط العلى للحضرة العليا ( در تاريخ قراختائيان كرمان ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
ص 42 س 2 ، اين قطعه كه در مدح سلطان مصر انشاء فرموده ، از سياق ابيات چنين بر مىآيد كه اين قطعه را شهاب الدين فضل اللّه پيش الملك الكامل محمد ايوبى ( 610 - 635 ) كه در سال 626 در نتيجهء صلحى بيت المقدس را بفردريك دوم امپراطور آلمان واگذاشت فرستاده و او را در اين حركت كه باعث ماندن آن شهر در دست عيسويان در مدت هجده سال گرديد ملامت كرده ، براى تفصيل اين واقعه رجوع شود بمقاله‌اى كه نگارنده تحت عنوان : « چگونه يك نفر ايرانى در جنگهاى صليبى فرمانده جنگ و واسطهء صلح بود » در مجلهء اطلاعات ماهانه شمارهء سوم از سال دوم بتاريخ خرداد 1328 نوشته است . ص 42 س 17 ، تاج الدين سديدى زوزنى ، تاج الدين ابو المفاخر محمد بن ابى القاسم محمود بن ابى عبد اللّه محمد بن على بن حسين بن يوسف طرازى سديدى زوزنى كه بسال 666 وفات يافته ( مجمل فصيح خوافى ) از فقهاى مشهور حنفيه است و او مؤلف كتابى است در فروع بنام ملتقى البحار ( الجواهر المضيئة ج 2 ص 32 و كشف الظنون ) . اما تاج الدين زوزنى را پسرى بوده است بنام شهاب الدين عبد العزيز ( الجواهر المضيئه ج 1 ص 321 ) كه دختر شهاب الدين فضل اللّه تورانپشتى را در عقد خود داشته و از او پسرى آورده است كه همان عماد الاسلام ابو الفضل عبد الرحيم قاضى كرمان است و اين شخص اخير در سال 729 بتصريح فصيح خوافى وفات كرده است . ص 43 س 20 ، عز الدين كيشى ، وفات او را صاحب مجمل فصيح در سال 692 در كرمان نوشته است . ص 43 س 35 ، براى شرح حال برهان الدين باخرزى و پدرش سيف الدين رجوع كنيد بحواشى كتاب شد الإزار ص 121 - 122 . ص 44 س 1 ، تاج الحق و الدين تاج الشريعه و برهان الحق برهان الشريعه ، غرض