اين كتاب نفيس كه تا عصر صفويه موجود بود ، و هنوز نيز اميد ميرود كه روزى نسخهء آن بدست آيد ، بشرحيكه از مطالعهء خلاصهء آن مندرج در ضمن زبدة - التواريخ ابو القاسم كاشانى استنباط مىشود از تاريخ مختصر اين سرزمين در قرون قبل از اسلام و فتح شهرهاى مختلف آن بدست مسلمين و دورهء استيلاى آل صفّار و آل الياس و غزنويان و ديالمهء آل بويه باختصار بحث كرده بود تا آنكه بعهد سلاجقه رسيده و چون اين دوره و زمان تسلط ملك دينار و عصر دست اندازيهاى ملوك شبانكاره و اتابكان فارس و عمال خوارزمشاهيان به عهد او نزديكتر بود و اسناد و مدارك بيشترى در دست داشته تاريخ اين قسمتها را مشروحتر نوشته تا آنجا كه بعضى بغلط گمان بردهاند كه موضوع بدايع الازمان فقط تاريخ سلاجقهء كرمان بوده در صورتى كه آن كتاب غير از تاريخ سلجوقيان ساير وقايع كرمان را نيز دربر داشته است .
آنچه را كه آقاى دكتر مهدى بيانى بنام تاريخ افضل با جهد بليغ از روى جامع التواريخ حسنى تأليف تاج الدين حسن بن شهاب منجم يزدى و تاريخ سلاجقهء كرمان جمعآورى و التقاط كردهاند فقط نمودارى است ازين كتاب مهم گم شده ، و يقين است كه نويسندگان جامع التواريخ و تاريخ سلاجقه ، مطالب بدايع الازمان را علاوه بر اختصار و انداختن امثله و اشعار ، بهر شكل كه خواستهاند مثله كردهاند . » « 1 »
همانطور كه ذكر كرديم مرحوم اقبال عقيده دارد كه تاريخ تحرير بدايع - الازمان حدود 602 هجرى بوده است ، ولى اگر قسمتهائى را كه آقاى دكتر بيانى از بدايع الازمان دانستهاند واقعا از بدايع الازمان بدانيم ، اين تاريخ چند سال عقبتر ميرود و در حدود 605 مىشود . در بدايع الازمان در ذكر خرابى اوضاع كرمان گويد :
« كرمان كه در عموم عدل و شمول امن و دوام خصب و فرط راحت و كثرت نعمت فردوس اعلى را دوزخ مىنهاد و با سغد سمرقند و غوطهء دمشق لاف زيادى مىزد ، امروز در خرابى ، ديار لوط و زمين سبا را
هامش
( 1 ) - مقدمهء المضاف الى بدايع الازمان