تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 79

مساهمون:

صمقدمه ٧٩
نيست . درازگوش ببايد فروخت و شتر خريد . گفت آرى ، از آنچه در پيش داشتم بسيار راحت ديدم تا آنچه از پس پشت خواهد بود سود بينم ! در حضرت يزد مظنهء فراغ و آسايش طبيبى است و من از آن برين صفت ملولم ، عمل انشاء كه منشأ رنج و عنا و كد است و شب نخفتن و روز نياسودنست ، چون خواهم بود ؟ پس كار از مراسلت با مشافهت افتاد . اتابك هرشب من بنده را ميخواند و اين معنى ميگفت و خطاب از حكيم يا منشى ميكرد ، و من هرلحظه عذرى مينهادم . » « 1 » در يزد با اينكه دو مقام و جاه و بقول امروزىها دو پست نان و آب‌دار به او ميداده‌اند ، سعهء صدر و بىنيازى طبعى ، او را از قبول اين دو مهم بازداشته و حتى در اين مورد خود گفته است :
از وزر بترسم و وزيرى نكنم * ميرم ز گرسنگى و ميرى نكنم با آنكه دو جاه است و دو حضرت در يزد * در قعر دو بئر من دبيرى نكنم
بسيار احتمال دارد كه دعوت ملك دينار از افضل ، هنگاميكه قلعهء راور را گشوده و زخمى شده بود ؛ نيز بيشتر براى استفاده از اطلاعات طبى او جهت معالجهء صورت و خونريزى زير چشم خود بوده و افضل خود نيز به اين نكته در هنگام ملاقات اشاره‌اى دارد و در عقد العلى گويد : « در آن حالت كه زخم مبارك رسيده بود از بنده ميپرسيد شايد كه گوشت خورم ؟ من بنده گفتم كه اگر دو سه روز احتراز فرمايند شايد تا قوت خون كمتر شود و ورم ساكن گردد . خواجه‌اى از خواجگان درگاه مبارك ايستاده بود ، گفت اى خداوند اگر كباب كنند و بوى آن به مشام اشرف رسد و نخورد همانا صواب باشد ! بر فور جواب داد : آرى ، من كباب ببويم و تو بخورى ! »

آثار افضل كرمان

عقد العلى

از افضل كرمان سه كتاب نامبردار داريم : نخست عقد العلى للموقف الاعلى كه تقريبا به تمام و كمال باقيمانده و قسمت عمدهء آن مربوط و منحصر به دوران حكومت ملك دينار غز ( 584 - 591 ) در كرمان است
هامش
( 1 ) - عقد العلى ص 104
تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 79 | محمد ابراهيم باستانى پاريزى / محمد بن ابراهيم