تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 75

مساهمون:

صمقدمه ٧٥
و تسلط او بر فنون ادب فارسى بس آشكار و نمودار است . از امهّات قصايد او ، قصيده‌ايست در مدح ملك دينار به تشبيب وصف شب :
پردهء نيلى حجاب چشمهء خور كرده‌اند * سرمهء مشكين شب در چشم اختر كرده‌اند وه كه نقاشان شب بر سقف تاج لاژورد * از بدايع خرده كاريهاى بىمر كرده‌اند بر جبين زهره سمط در ز پروين بسته‌اند * وز مه نو حلقه در گوش دو پيكر كرده‌اند اين بريدان كواكب بوده رهزن بر خليل * در ره صورتگرى تعليم آزر كرده‌اند بر ملك انجيل ميخواند مگر هرشب مسيح * وين چراغ بىشمار از بهر آن بر كرده‌اند خرگه شب را به شمع اختران آراسته * بر مثال حضرت سلطان اكبر كرده‌اند بو المظفر خسرو عادل ، عماد الدين حق * آنكه ملكش حارس دين پيمبر كرده‌اند پادشاه خضر دانش ، كز فتوحش اهل عصر * وضع تاريخى چو تاريخ سكندر كرده‌اند سايهء يزدان كز اهل دين به معيار خرد * طاعتش با طاعت يزدان برابر كرده‌اند زيركان در شش جهت تا سير حكمش ديده‌اند * چار تكبير فنا بر ملك سنجر كرده‌اند تا ترا در صدر ملكت چار بالش داده‌اند * حاسدان از غصه خود را وقف بستر كرده‌اند گه غلامان سرايت خون خاقان خورده‌اند * گه و شاقان سلاحت قصد قيصر كرده‌اند هركجا بر اسب كوشش زين نصرت بسته‌اند * زير پالان هزيمت خصم را خر كرده‌اند در كمال مملكت هستى سليمان دوم * زين سبب ديو و پرى رايت مسخر كرده‌اند « 1 »
شعر افضل در سبك خراسانى و در كمال استحكام و جزالت است تا حدى كه خود نيز در چند مورد قدرت طبع خود را - بر خلاف معمول - ستوده است ، مثلا دربارهء رباعى كه در مدح ملك دينار گفته چنين گويد : « مختارى شاعر [ عثمان بن محمد غزنوى ] كو ؟ تا بنگرد كه من بهتر گفته‌ام يا او در مدح سلطان بهرامشاه : بيت [ از مختارى ] :
تا بياموزند شاهانى كه زر بخشند و سيم * رسم جان بخشيدن از سلطان دين بهرامشاه
من گفتم مجانس :
زد تيغ ملك بر دل دشمن دى نار * با دولت گفت رونقى با دين آر گر مىبخشند پادشاهان دينار * جان ميبخشد خسرو عادل دينار « 2 »
هامش
( 1 ) - نقل از عقد العلى ( 2 ) - اين رباعى را افضل زمانى سروده است كه ملك دينار ، سرهنگى را كه به صورت او تير افكنده بود مورد بخشش قرار داد .