در حقيقت افضل توانست بدين حيله و بهانه يك ماه مرخصى بگيرد و عازم كرمان شود .
افضل در اين مورد و وصف الحال خود قصيدهاى مفصل به عربى سروده است كه مطلع آن اينست و تمام قصيده در عقد العلى ثبت شده :
خليلىّ از معت الترحل عن يزد * و خلّفت قلبى عند من برّه عندى
و كم لى بكرمان الكريمة صاحب * يكاتبنى كتبا تخبر عن وجدى . . .
. . . پنجم ماه محرم سنهء اربع و ثمانين ( 584 هجرى ) به كوبنان رسيدم . » « 1 »
درين وقت ملك دينار به جيرفت رفته بود ؛ افضل وسايل كافى براى اين سفر نداشت و ناچار در كوبنان ماند . در همين وقت بود كه به فكر نگاشتن تاريخ عقد العلى افتاد .
افضل عقيده داشت كه قدر كتاب او را درين ايام سه تن ميدانند : - يكى صدر جهان قوام الدين وزير ملك دينار ، - دوم جمال الدين وكيل در و نايب پادشاه ، - و نفر سوم نور الدين ملك العلماء كه از دانشمندان عهد بوده است .
افضل در زمان قوام الدين مسعود بن نظام الدين كيخسرو وزير از مقربين درگاه او بوده است . نبايد فرموش كرد كه در غوغاى زمان اولاد طغرلشاه و فترت سلاجقهء كرمان بقول افضل « اكثر ابناء شرف و انشاء نعم و اهل بيوتات و معارف يا به گزاف شهيد شدند و يا سنت فرار « 2 » بجاى آوردند . از خاندان آل كسرى صدر كبير نظام - الدين كيخسرو مانده بود و پسرش قوام الدين » « 3 » كه اينان نيز از بيم آسيب زمان به بم و از آنجا نيز چندگاهى به سيستان رفتند و در آنجا مقام يافتند و نظام الدين در سيستان بمرد .
پس از آنكه ملك دينار بر كرمان تسلط يافت ، قوام الدين از سيستان به بم
هامش
( 1 ) - عقد العلى ص 106
( 2 ) - الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين ؛
( 3 ) - عقد العلى ص 83