افضل از يكى از استادان خود نام ميبرد كه ظاهرا مشوق او در تحصيل فنون ادب بوده است و در حقيقت مايهء اصلى فضيلت خود را ، افضل از آن دانشمند دانسته است و اين استاد ظاهرا از ندماى قوام الدين مسعود وزير و پدرش بوده است . افضل گويد :
« استاد من بديع الزمان محمد بن ابى المعالى رحمة اللّه عليه ملازم حضرت حشمت و مجاور حرم حرمت او [ وزير ] بود » « 1 » .
افضل ظاهرا در زمان حكومت طغرلشاه از سلاجقهء كرمان ( فوت - 565 هجرى ) به مرتبهء نديمى او رسيده است و پس از مرگ او و اختلاف افتادن بين پسرانش بهرامشاه و تورانشاه و ملك ارسلان ، به نديمى پسر رشيد او ملك ارسلان برگزيده شد و در همهء جنگها و جدالها با او بود .
« در خدمت او [ ملك ارسلان شاه ] بوديم ، وقتى او را كلمهاى خوش آمدى يا شعرى شنيدى پيش از عطا رخسارهء ما را قبلهء قبلهء خويش ساختى و ما آن را منصبى بلند و قربتى تمام پنداشتيمى ، يك شبى سياهى كه سقاء سراى بود ، مشكى از شراب در مجلس خانه آورد ، با وى همان لطف فرمود و چند بار طوطى لب را به زيارت زاغ روى آن سياه برد .
ما دانستيم كه آن از فضول سكر است نه از افضال با اهل فضل ! « 2 »
در سال 560 خراجى ( - 567 ه ) كه لشكريان فارس بكمك ملك ارسلان براى دفع بهرامشاه ، كرمان را محاصره كردند ، افضل در شهر كرمان و در محاصره بوده است . اين محاصره چندين ماه طول كشيده است كه ناچار در خارج شهر ، خانه و بازار و ساير وسايل فراهم كرده و ساخته بودند .
افضل گويد : « راستى ، من بعد از دو سه ماه چون از مضيق در بندان بيرون آمدم و به فضاى معسكر رسيدم ، پنداشتم كه فردوس را به زمين فرستادهاند ، يا بغداد را به كرمان آوردهاند . » « 3 »
اين تقريبا قديمترين يادى است كه از خود مىكند و اين ايام سالهاى اول اختلاف شاهزادگان سلجوقى در كرمان بوده و ظاهرا افضل در اين ايام هنوز در سلك منشيان اتابك محمد بزقش نيز محسوب ميشده است .
هامش
( 1 ) - عقد العلى ص 92
( 2 ) - متن تاريخ ص 48
( 3 ) - جامع التواريخ حسنى بنقل بدايع