حال آنكه چنان كه از متن كتاب بر مىآيد ، محمد بن ابراهيم در نگارش تاريخ سلجوقيان كرمان تعمد داشته است . او گويد كه دختر قاورد سلجوقى زن يكى از سادات شهداد كه جد مؤلف - محمد بن ابراهيم - بودهاند شده و بالنتيجه طبيعى است كه او تمايل به نگاشتن تاريخ اجداد خود كرده باشد ، مطلب ديگر اينكه تاريخ به دورهء سلجوقى تمام نميشود ، دورهء غزها را نيز دارد و قسمت آخر آنكه متأسفانه در طبع هوتسما نيز ناتمام مانده است فصلى است « در ساير احوال كرمان على سبيل الاجمال تا سنهء 619 كه كرمان بر دست قتلق سلطان براق حاجب مفتوح شد » . و جملهء آخر نيز اينست ؛ « شهر گواشير را در سنهء 619 از ملك زوزن گرفته بر مسند ايالت متمكن شد و چون احوال قتلق سلطان مفصلا در كتب تواريخ مذكور است عنان قلم . . . « 1 » »
بطوريكه در احوال افضل خواهيم گفت افضل تا اين تاريخ ( 619 ه . ) به احتمال قريب به يقين در قيد حيات نبوده است و طبعا احوال براق حاجب را ننوشته بوده است .
دليل ديگر آقاى دكتر - آنجا كه محمد بن ابراهيم خود را از اولاد سادات با بازيد شمارد - اينست كه مىگويند : « بسى دور مىنمايد كه محمد بن ابراهيم از شجرهء انساب خويش تا قريب پانصد و پنجاه سال آگاه باشد و آثار قبر جدّ وى پس از پنج قرن و نيم در خبيص باقى ، در صورتى كه اگر راقم شخص افضل الدين باشد بواسطهء قرب زمان اين اشكال مرتفع است » . « 2 »
اما آنطوريكه ميدانيم ، مقبرهء با بازيد به عنوان امامزاده زيد در شهداد معروف است ، و همان محرابى نيز در حدود قرن دهم هجرى ( يعنى مقارن حيات مؤلف ) از مقبرهء با بازيد نام برده است كه شرح او را نقل كرديم . علاوه بر آن سلسله نسب افضل به قاورديه و با بازيد هرگز نميرسد ، زيرا او اولا ابدا ادعاى بستگى به خاندان سيادت نكرده است ، ثانيا آنطور كه خواهيم گفت ، افضل اهل كوهبنان
هامش
( 1 ) - ص 201 چاپ ليدن و ص 223 متن حاضر
( 2 ) - مقدمهء بدايع ص پانزده