تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ كرمان ( سلجوقيان و غز دركرمان ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 38

مساهمون:

صمقدمه ٣٨
و گفته بود : « مردم ، اگر به من رحم نميكنيد به خودتان رحم كنيد ، به بچه‌هاتان رحم كنيد ، به سگ و گربه‌ها و به خشت و گل خانه‌هاتان رحم كنيد » ، و باز گويند ، اظهار كرده بود ، چشمان مرا ببنديد كه من از چشمان شما ميترسم ! هنوز خون مشتاق بر « تل خرفروشان » خشك نشده بود كه لطفعلى خان زند از گرد راه رسيد و پشت سرش لشكريان مصطفى خان دولو ( شوال 1207 ) عازم كرمان شدند ، بلافاصله نيروى بابا خان ( فتحعلى شاه بعد ) دهات و شهرهاى كرمان را زيرورو كرد و اندكى بعد ، يعنى در شانزدهم ذى قعده 1208 شصت هزار لشكريان آقا محمد خان مركب از تراكمه استراباد و سوادكوه و پيادگان مازندران و رشت و غيره به كبوتر خان رسيد و سپس شهر را محاصره كرد . در اوايل محاصره ايستادگى مردم با ذخائرى كه داشتند لطفعلى خان را دل - گرم داشت و گاهگاهى با سواران لرى كه همراهش بودند در برابر بعضى دروازه‌ها زدوخوردى ميكرد . مردم شهر هم كه هنوز نوايى داشتند با او همراه بودند ، شبها از صداى طبلها در برج‌ها خواب به چشم مردم نمىآمد . بچه‌ها و گاهى اوقات زنها از فراز برج و بار و با آهنگ اين تصنيف را ميخواندند : « آق مم خان اخته ، تا كى زنى شلخته ، قدت به ياد رو تخته ، اين هفته نه ، اون هفته ! . . . » شايد كينه‌اى كه آقا محمد خان از شنيدن اين ابيات ، آن هم از زبان زنان - كه حاكى از يك نقص بزرگ عضوى او بود - در باب كرمانيان بدل ميگرفت از همهء عوامل مهمتر و بزرگتر بوده است . اين محاصره چند ماه طول كشيد و چون گرسنگى فشار آورد و كار بر خلق تنگ شد ، بدستور لطفعلى خان ، ده هزار تن از مردم و عجزه ( پيرمردان و اطفال و زنان ) را از شهر بيرون كردند . « 1 » كندن خندق‌هاى جديد و بيگار گرفتن مردم بتوسط خواجه غنى پاريزى كه
هامش
( 1 ) - روضة الصفا .